Counters

Friday, July 10, 2009

Thursday, July 02, 2009

مقالات جديد




Monday, June 08, 2009

وضو

Friday, April 24, 2009

آرمانهاي دروغين

Thursday, April 16, 2009

رام كردن نفس

Thursday, April 02, 2009

بگذار برگرديم

بگذار برگرديم

Wednesday, April 01, 2009

نفس پاك و مطمئن

نفس پاك و مطمئن

Saturday, March 14, 2009

خوشبختي

خوشبختي

Friday, March 13, 2009

افكار شيطاني

افكار شيطاني

Thursday, February 26, 2009

توبه نصوح

توبه نصوح

Sunday, February 22, 2009

حيران و سرگردان

حيران و سرگردان

Wednesday, February 18, 2009

روحيه يكتاپرستي

Friday, February 06, 2009

update

دير است بجنبيد!!

Saturday, December 20, 2008

download

update

Thursday, December 18, 2008

دردهاي قديمي

http://godisoneland.blogspot.com/2008/12/blog-post_18.html

Wednesday, December 17, 2008

update

godisonedownload.blogspot.com

Monday, December 15, 2008

تزكيه نفس

http://godisoneland.blogspot.com/2008/12/blog-post.html

Thursday, September 18, 2008

زمان روزه داری

رمضان مبارک

روزه ماه مبارک رمضان فرصتی است برای تزکیه نفس و پرورش خود ، تا که بیشتر به خدا نزدیک شویم. جزئیات روزه در آیات 183 تا 187 سوره بقره ذکر شده است. اما متاسفانه بعد از مرگ پیامبر محمد این فریضه الهی همچون نماز دستخوش تحریف گشت.
زمان روزه دستخوش تغییر گشت. قرآن زمان روزه داری را از نماز فجر (صبح) تا نماز شب قرار داده است اما مسلمانان آن را از نماز صبح تا نماز مغرب قرار دادند.


همانطور که در شکل بالا میبینید(برای بزرگ کردن عکس روی آن کلیک کنید) براساس آیه 187 سوره بقره وقت روزه داری از نماز صبح است تا نماز عشاء زیرا اللیل به نماز عشاء اشاره دارد. میتوانید به ایه 11:114 مراجعه کنید . میبینید که در آن آیه خدای مهربان از نماز عشاء به عنوان نماز شب یاد کرده است. پس براساس ایات 2:187 و 11:114 زمان روزه داری از نماز صبح است تا نماز عشاء برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه شود


Saturday, July 05, 2008

قسمتهاي سايت

يكي از دوستان به من ايميل فرستاد و مطالب وبلاگ ديگري را به من نسبت داد كه مال من نبود .جهت رفع سوء تفاهم من فقط وبلاگهاي فارسي زير را دارم.

خدا يكتاست

نكات يكتاپرستي

اخبار

زمين خدا

زندگي دنيا

قرآن و نوزده

دانلود

لينكها

حديث و سنت


Wednesday, June 25, 2008

نژاد پرستي مذهبي

نژاد پرستي مذهبي

Thursday, June 05, 2008

Update

godisonehadith.blogspot.com

godisonenotes.blogspot.com

Friday, May 23, 2008

چرا براي شما جالب نيست؟؟؟؟؟

چرا براي شما جالب نيست؟؟؟؟؟

همه ميدانيم كه حروف مقطعه 14 حرف است كه عبارتند از حروف زير:

ا ل م ص ر ك ه ي ع ط س ح ق ن

حال به رابطه زير كه خارق العاده و حيرت انگيز است نگاه كنيد:

دقيقا به تعداد 114 آيه در كل قرآن وجود دارد كه تمام 14 حرف مقطعه در آن آيات وجود دارد. به طور مثال آيه 2:19 داراي تمام چهارده حرف مقطعه است.(حروف مقطعه با حروف قرمز مشخص شده اند)

[2:19] أو كصيب من السماء فيه ظلمت ورعد وبرق يجعلون أصبعهم في ءاذانهم من الصوعق حذر الموت والله محيط بالكفرين

114 تعداد سوره هاي قرآن هم هست و همچنين 114 يعني 19*6

سبحان الله!

كجايند افرادي كه معجزه رياضي قرآن را بازي رياضي ميگويند؟!!!

خواهر و برادر ، اگر رابطه بالا براي شما جالب نيست ، بايد در فرقه مادرزادي نگرشي دوباره انجام دهيد، شايد فكر و ذهن شما مشغول بازي با تعصبات فرقه اي و قومي است. پذيرش نشانه هاي خدا نشانه تسليم خدا بودن است.اگر تسليم آيات خدا نباشيد مثل اين است كه خود را فريب دهيد و مرتبا از خدا دور شويد. واقعا بايد متاسف بود براي مسلماني كه از رابطه بالا در كتاب خويش خبردار شود و از شنيدن آن خوشحال نشود!!!!!!!

غير از تعصب فرقه اي و قومي (از ترس زير سوال رفتن تعصبات فرقه مادرزادي) چه عامل ديگري ميتواند باعث رد آيات قرآن شود؟؟!!

ليست آن 114 آيه:

=================

[2:19], [2:61], [2:140], [2:187], [2:213], [2:217],[2:220], [2:228], [2:237], [2:260], [2:275], [2:282], [2:285], [2:286], [3:93], [3:120], [3:154], [4:4],

[4:34], [4:43], [4:46], [4:47], [4:69], [4:90], [4:92], [4:102], [4:129], [5:2], [5:3], [5:5], [5:6], [5:13], [5:33], [5:53], [5:75], [5:89], [5:95], [5:96], [5:110], [6:71], [6:119], [6:139], [6:151], [6:152], [7:131], [7:160], [7:168], [8:1], [9:29], [9:34], [9:42], [9:71], [9:121], [10:4], [10:24], [10:27], [10:93], [11:81], [11:88], [12:9], [12:36], [12:51], [12:80], [12:101], [13:4], [13:31], [13:41], [14:22], [16:76], [17:33], [18:18], [18:28], [18:45], [18:63], [20:71], [20:130], [20:132], [20:135], [22:11], [22:19], [22:54], [23:27], [24:31], [24:41], [24:56], [24:58], [24:61], [26:49], [27:59], [28:10], [28:19], [28:23], [28:38], [28:82], [30:48], [33:71], [35:11], [38:22], [38:24], [39:6], [40:64], [40:78], [42:52], [46:30], [47:15], [47:32], [48:29], [49:7], [57:25], [58:4], [61:14], [65:1], [72:28], [73:20]

=================

Tuesday, May 13, 2008

update

update

Monday, May 12, 2008

(2) پيام خداي مهربان به مردم ايران

مژده به ايرانيان

شيعيان اوليه

19 سال بعد از مرگ پيامبر خدا محمد كميته اي از جمع آورندگان قرآن تشكيل شد تا كه قرآن را مدون كنند و به ساير مناطق اسلامي بفرستند. هر قسمت از قرآن كه نوشته ميشد بوسيله چندين كاتب وحي تاييد ميشد تا به اواخر قرآن رسيدند سوره توبه از نظر نزول يك سوره مانده به آخر بود كه بر محمد رسول خدا نازل شد . نوبت به نوشتن دو آيه آخر سوره توبه شد كه فقط پيش يك نفر بود و آن هم خزيمه انصاري بود اين دو آيه پيش كس ديگري از كاتبان يافت نشد. اين دو آيه به احترام محمد رسول خدا اضافه شده بود. اكثريت نويسندگان موافقت كردند به جز علي كه شديدا مخالف اين مورد بود.بعد از اينكه دو آيه به قرآن اضافه شد علي به مخالفت برخاست و پيروان او هم به مخالفت پرداختند نهايتا پيروزي با خاندان اموي بود و قرآن رسمي شامل دو آيه بود ولي شيعيان همچنان نارضايتي خود را اعلام ميكردند و اعلام ميكردند كه قرآن تحريف شده است. اما بعد از مدتي گروه شيعيان به هم ريخت و از راه راست منحرف شدند بطوريكه اعلام كردند كل قرآن منحرف شده است. در حاليكه شيعيان اوليه منظورشان فقط آن چند مورد بود. به همين خاطر روايات تحريف قرآن بيشتر در كتب شيعه رواج دارد.

شيعيان اوليه هم يكتاپرست بودند. بطوريكه حسين بن علي و يارانش در حادثه كربلا در راه مبارزه با خاندان نژاد پرست اموي شهيد شدند.

خداي توانا اين حوادث را براي آزمايش شيعه و سني گذاشته است. سني ها كمتر به قبرپرستي ميپردازند و در اين مورد از شيعيان بهتر عمل كرده اند اما شيعيان اوليه در عدم طرفداري از حكومت نژادپرستانه بهتر از سني ها عمل كرده اند.

نهايتا خداي تواناي مهربان هردو فرقه را آزمايش ميكند. اهل سنت با اين توصيفات نمي توانند قبول كنند كه دو آيه آخر سوره توبه اضافي است زيرا با قبول آن نظريه عدالت صحابه و جماعت زير سوال ميرود (نظريه اي كه سالها با آن انس گرفته اند) و اين اخلاص و ايمان سني ها را آزمايش ميكند و همچنين ثابت ميشود كه قيام اوليه شيعيان قيامي به حق بوده است. و همچنين شيعيان هم آزمايش ميشوند زيرا بسيار مشكل است كه شيعيان دل از علي و حسين كنده و رو به خدا بيارند و اين مورد آزمايش سختي براي شيعيان است.

هشدار به ايرانيان

عبادت و نيايش

زماني كه خداوند مهربان مارا آفريد از كل انسانها ميثاق گرفت كه فقط او خداي ماست. آيه 7:172

به همين جهت خداي بزرگ مارا طوري آفريده است كه محور خوشبختي و بدبختي ما عبادت فقط خداست. و در غير از عبادت او احساس آرامش نخواهيم كرد. عبادت فقط بايد براي خدا باشد. تمام پيامبران كه در طول تاريخ آمده اند همه آنها محور حرفشان عبادت فقط خدا بوده است. خداي بزرگ شياطين را تا قيامت فرصت داده است تا كه عقايد شرك آلودشان را بين ما انتشار دهند. عبادت در صورتي كه فقط براي خدا نباشد شرك محسوب ميشود و شرك تنها گناهي است كه قابل بخشش نيست. سنت خدا بر اين است كه هر گناهي را كه بخواهد ميبخشد ولي شرك را نميبخشد. اين سنت خداست و سنت خدا قابل تغيير نيست. شيطان قول داده است كه اكثريت انسانها را مشرك كند.

اين در حالي است كه خداي بزرگ كتابهايي توسط پيامبران نازل ميكند تا كه مردم را از اين حيله شيطان آگاه كند. آخرين كتاب آسماني ما قرآن صراحتا اين خط قرمز را مشخص كرده است. اما متاسفانه با توجه به اين كه انسانها فراموشكارند موجوديت انسانها هميشه در اين مورد خيلي راحت گول ميخورند و براحتي طبق نقشه شيطان پيش ميروند. آيات 15:39 و 15:40

عبادت فقط براي خداست. هيچ كس در عبادت نميتواند همتراز خدا قرار گيرد. هيچ كس در عبادت نميتواند واسطه باشد . خدا از رگ گردن به ما نزديكتر است. شيطان ميتواند هر چيزي را به عنوان شريك خداي ما قرار دهد :

1- مال دنيا و فرزندان و همسر :

آيه 42 سوره 18 داستان كسي است كه آنقدر به باغش مشغول و دلبسته بود كه خداي خود را فراموش كرد و در آخر كار كه باغش سوخت گفت اي كاش براي خداي خود شريك قائل نشده بودم.

[18:42] بي گمان، محصولاتش همه از بين رفت و غم و اندوه او را فرا گرفت. اكنون كه ملکش باير شده بود، از آنچه كه بيهوده در آن خرج كرده بود، لابه و زاري مي کرد. و سرانجام گفت: "اي کاش هرگز ملکم را همچون خدا در کنار پروردگارم قرار نمي دادم."

اگر تمام فكر و ذكر ما مال دنيا و همسران و فرزندان ماست در آنصورت آنها را به عنوان شريك خداي خود قرار داده ايم اگر تمام فكر و ذكر شما رسيدن به موبايل و ماشين و .. است بدانيد كه براي خداي خود شريك قرار داده ايد.

[4:36] واعبدوا الله ولا تشركوا به شيءا وبالولدين احسنا وبذي القربى واليتمى والمسكين والجار ذي القربى والجار الجنب والصاحب بالجنب وابن السبيل وما ملكت ايمنكم ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا

[4:36] شما بايد فقط خدا را بپرستيد- هيچ چيزي را شريك او قرار ندهيد. بايد والدين، خويشاوندان، يتيمان، تهيدستان، همسايه خويشاوند، همسايه بيگانه، همكار نزديك، مسافر غريب و خدمتكارانتان را در نظر داشته باشيد. خدا متظاهران متكبر را دوست ندارد.

[16:107] اين از آن جهت است که آنان زندگي اين دنيا را بر آخرت مقدم شمرده اند و خدا چنين مردم کافري را هدايت نمي کند.

همچنين آيات 64:14 و 64:15 را نگاه كنيد.

2- هواي نفس :

ممكن است كسي هواي نفسش را خداي خود قرار دهد.

[25:43] آيا آن شخص را ديده اي كه غرورش خداي اوست؟ آيا طرفدار او خواهي بود؟

نفس يهوديها آنان را بر اين باور قرار داد كه آنها برگزيده و اوليا خداوندند.

[2:94] بگو: "اگر سراي آخرت نزد خدا ويژه شماست و سايرين از آن محروم هستند، پس آرزوي مرگ کنيد، اگر راست مي گوييد."

[62:6] بگو: "اي كساني كه يهودي هستيد، اگر ادعا مي كنيد كه از ميان تمام مردم تنها شما برگزيده خدا هستيد، پس

بايد آرزوي مرگ كنيد، اگر راست مي گوييد!"

و همچنين هواي نفس مذاهب امروزي مسلمانان را بر اين باور قرار داده است كه آنها برگزيده خدايند و ديگران عامه اند . و اين همان هواي نفس خود را خداي خود قرار دادن است.

مذاهب مسلمانان هر كدام به اطلاعات فرقه خودشان مينازند و به آن افتخار ميكنند و به اين ترتيب هواي نفس خود را خداي خود قرار داده اند. هزاران كتاب حديث در مورد مذهبشان مينويسند اما هنوز معناي پرستش خدا را نميدانند.اصول دينشان را در كتابهاي حديث جستجو ميكنند و كتابهاي حديث و ملاها را شريك خداي خود قرار داده اند.

[7:3] اتبعوا ما انزل اليكم من ربكم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذكرون

[7:3] همه شما بايد از آنچه از جانب پروردگارتان براى شما نازل شده (قرآن) است، پيروى كنيد؛ از هيچ معبود ديگرى (ملاهاي حديث ) جز او پيروى نكنيد. شما به ندرت توجه مي كنيد.

3- پيامبران و مقدسين :

پيامبران و مقدسين ميتوانند خداي ما باشند با قرار دادن پرده اي به نامهاي محمد عيسي مريم علي فاطمه غوث و .... در مقابل خدا آنها را شريك خدا قرار داده ايم. با خواندن مقدسين خود و طلب آمرزش و كمك از آنان به جاي خدا فكر و ذكر خود را به مقدسين خود داده ايم و به اين طريق براي خداي خود شريك قائل شده ايم

[20:14] انني انا الله لا اله الا انا فاعبدني واقم الصلوة لذكري

[20:14] "من خدا هستم؛ در كنار من خداي ديگري نيست. فقط مرا پرستش کن و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور تا

به ياد من باشي.

هدف از عبادت ذكر خداي متعال است نه ذكر محمد و يا حسين. اگر كسي بخواهد از طريق عبادت و استعانت ياد حسين را نگه دارد درآن صورت به طور حتم مرتكب شرك شده است. برادر مسلمان اگر در ذهن شما ياد محمد و يا حسين بيشتر از ياد خداست بالحتم بدانيد كه مرتكب شرك شده ايد. خداوند نمازهاي پنجگانه را براي ما قرار داده است تا كه در طول روز به ياد خدا باشيم. آنوقت مسلمانان با خواندن موجودات ناتواني به مانند محمد حسين و ... ياد آنان را زنده نگه ميدارند. و روزها و هفته هاي مقدسي را براي آنان اختصاص داده اند.

[24:37] مردمي كه كار و تجارت هرگز آنها را از ياد خدا غافل نمي كند؛ آنها نمازها (ارتباط با خدا) را به جا مي آورند و زكات (انفاق واجب) را مي دهند و از روزي كه افكار و چشمها وحشت زده خواهد بود، آگاه هستند.

[13:28] الذين ءامنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب

[13:28] آنها کساني هستند که با ياد خدا دل هايشان شاد مي شود. مسلما، با ياد خدا دل ها به وجد مي آيند.

محمد و حسين هم بندگان خدا بودند و از اين دنيا رفتند. آنها فقط ياد خدا را زنده نگه ميداشتند. آنوقت شما كه آنها را اسوه خود ميدانيد بايد شما هم مثل آنان فقط ياد خدا را زنده نگه داريد نه ياد آنان را. زيرا كه آنها خود اين كار را ميكردند. آيا غير از اين است؟ بعضي از مردم فكر ميكنند كه عبادت فقط نماز است. اما بهتر است كه آيه زير را نگاه كنيم :

[20:14] "من خدا هستم؛ در كنار من خداي ديگري نيست. فقط مرا پرستش کن و نمازها (ارتباط با خدا) را به جا آور تا به ياد من باشي.

در اين آيه خدا ميگويد مرا عبادت كن و نماز بخوان. و به اين طريق ميفهميم كه عبادت فقط نماز نيست. دعا (استعانت و استغفار) هم عبادت است.

[40:60] پروردگارتان مي گويد: "از من درخواست كنيد و من به شما پاسخ خواهم داد. مطمئنا، كساني كه براي پرستش من بسيار متكبر هستند، به اجبار وارد جهنم خواهند شد."

خداي مهربان در آيه بالا ميگويد كه از من درخواست كنيد و در ادامه ميگويد كه كساني كه از عبادت من سر باز ميزنند به اجبار وارد جهنم خواهند شد.و اين نشان ميدهد كه خواندن و درخواست كمك هم نوعي عبادت است.

[2:186] و چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، من هميشه نزديکم. هرگاه مرا بخوانند من به دعاي آنان پاسخ مي دهم. مردم بايد به من پاسخ دهند و به من ايمان آورند، تا ارشاد شوند.

دعا بدون واسطه بايد فقط براي خدا باشد اين همان خط قرمز است . اين همان درخت ممنوعه است كه قابل بخشش نيست. اين همان آزمايش الهي است كه در اين دنيا براي ما طراحي شده است. آيات زير صراحتا به ما دستور ميدهند كه فقط خدا را بخوانيم نه پيامبران و مقدسين .

[40:14] بنابراين، شما بايد پرستش خود را مطلقا تنها به خدا اختصاص دهيد، حتي اگر كافران آن را دوست ندارند.

[72:18] مكان هاي عبادت متعلق به خداست؛ در كنار خدا احدي را نخوانيد.

آيا از اين واضح تر هم ميشود؟!!

آثار شرك :

با توجه به اين كه وظيفه تمام رسولان الهي اعلام خواندن فقط خدا بوده است پس معلوم ميشود كه اين مساله خيلي مهم است. و اين نشان ميدهد كه تمام جرم و جنايهتاي ديگر از اين واقعه برميخيزد.

مثال 1 : مشركين زمان محمد مقدسيني براي خود فرض كرده بودند و آنان را شريك خدا قرار داده بودند نتيجه آن شد كه از مقدسين خود مجسمه هايي درست كردند تا كه مقدسين خود را نزديك خود داشته باشند و از نزديك بتوانند آنها را زيارت كنند. و آن را داخل كعبه گذاشتند.

اين درحالي است كه فقط ياد خدا قلبها را آرامش ميبخشد. و خداست كه از هركسي به ما نزديكتر است اما مشركين براي رفع همين نياز فطري مجسمه درست كردند و مقدسين خود را نزديك خود قرار دادند. تا كه اين نياز آنان برطرف شود (و هرگز هم برطرف نشد و نميشود).

مثال 2: مسلمانان امروزي كه مقدسينشان را از خود دور ميبينند ناچارا براي آنان مقبره هايي (همان مجسمه هاي قديم )درست كرده اند تا كه نزديك آنان باشند. و با آنها احساس نزديكي كنند. به طوريكه در هر محله اي امامزاده اي يافت ميشود.اما اين وعده الهي است كه هيچوقت احساس آرامش نميكنند. فقط خداست كه دلها را آرامش ميدهد.

مثال 3: كسي كه هواي نفس خود را خداي خود قرار دهد براي رسيدن به آرمانهايش هر كاري ميكند. همانند جنايتكاران و ديكتاتورهاي تاريخ (هيتلر صدام و.....). و همچنين مثل عده اي از مسلمانان كه قرآن را قابل فهم نميدانند و از آن دست كشيده اند.

موضوع خيلي مهم :

مشركين خيلي راحت موضوع شركشان را عوض ميكنند.

اگر در شراكت مقدسين خود نا اميد شوند (و صد در صد هم نا اميد ميشوند) رو به شركاي بعدي (مال دنيا و همسر و هواي نفس) مياورند به طوري كه بعد از مدتي هرسه شريك را با همديگر دارند.به طوري كه مسلماناني كه به زيارت اماكن مقدسه خود ميروند بعد از مدتي (بدون اين كه خود بفهمند) پول پرست ميشوند و هركدام همسران نامحدودي ! خواهند داشت. اين همان وعده الهي است.وعده الهي حق است. كساني كه غير از خدا را ميخوانند آرامش نخواهند داشت. ولي آنان به هر حال براي ارضاي اين غريزه فطري بين سه شريكشان در تعارض هستند.خداوند اعلام ميدارد كه بچه ها در بچگي براساس فطرت سالم به دنيا ميايند و اين پدر و مادرها هستند كه با شريك قرار دادن مقدسين آنان را به سمت شركاي بعدي هول ميدهند.

[7:189] او شما را از يک تن (آدم) آفريد. پس از آن، به هر مردى همسرى مى دهد تا در كنار او آرامش يابد. سپس او باري سبک حمل مي کند که خود به سختي متوجه مي شود. همان طور که بار سنگين تر مي شود، آنها از خدا، پروردگار خود، درخواست مي کنند: "اگر فرزندي خوب به ما عطا کني، سپاسگزار خواهيم بود."

[7:190] ولي همين که او فرزندي خوب به آنها عطا مي کند، آنها هديه او را به بتي تبديل مي کنند که رقيب او مي شود. تعالي باد خدا، بسي فراتر از هر شراکتى.

خواهر يا برادر ايراني خود را ارزيابي كنيد:

1- آيا از اين كه مي گويم فقط خدا را بخوانيد ناراحت ميشويد؟

2- آيا اگر كسي بگويد كه فقط از خدا كمك بخواهيد نميتوانيد اورا تحمل كنيد؟

3- آيا وقتي اسم فقط خدا آورده شود و اسم محمد و يا حسين ذكر نشود آزرده ميشويد؟

اگر جواب سوالات بالا بله باشد متاسفانه بايد بگويم كه دچار شرك شده ايد هرچه سريعتر به درگاه خداي مهربان توبه كنيد.

سوالات :

1- آيات زير كه صراحتا ميگويند غير خدا را نبايد خواند را چطوري معني ميكنيد؟

10:106

7:194

35:13

35:14

40:60

1:4

1:5

39:43

39:44

39:45

13:28

اي ملت ايران از خدا بترسيد

برادر و خواهر ايراني بايد خداي خود را در نظر گرفته و فقط از او كمك بخواهيد. علي و حسين اگر همين حالا زنده بودند به اين مراسمهاي بزرگداشت و طلب كمك از غير خدا راضي نبودند. باور كنيد همين است كه من ميگويم.

برادر و خواهر ايراني از عذاب خدا بترسيد. فقط براي اطلاع شما ميگويم.

1- در تاريخ 3.5.2008 ميلادي گردبادي با سرعت 190 كيلومتر بر ساعت كشور برمه را در برگرفت. نزديك به 22000 نفر مرده اند و همچنين 42000 نفر ناپديد شده اند . زيرا مردم كشور برمه در مقابل خداي خويش ناسپاسي ميكردند.اين كشور مركز قاچاق هروئين و مواد مخدر بود. برادر عزيز و خواهر عزيز ايراني سرعت اين زلزله 190 كيلومتر بر ساعت بوده است . 190 يعني 19*10

اين نشانه اي از سوي پروردگارته براي تو تا كه به خود آيي و خود را از عذاب آتي برهانيد.

2- در تاريخ 12.5.2008 مركز سيشوان در چين با يك زلزله 7.8 ريشتري لرزيد. اين اتفاق در ساعت 2:28 رخ داد.ساعت رخداد زلزله 2:28 است 228 يعني 19*12

Sunday, April 20, 2008

پيام خداي مهربان به مردم ايران

godistheone.blogspot.com

Wednesday, February 27, 2008

معجزات رياضي قرآن كلمه بسطة

http://godistheone.blogspot.com

Sunday, July 15, 2007

طريقه انجام نماز

Monday, May 01, 2006

انجيل يهودا

در يكي از سايتها به اسم بازتاب خبري درج شده بود كه برايم جالب بود و من هم آن را اينجا نقل ميكنم. به گزارش آن سايت دست‌نوشته‌اي كه به تازگي به عنوان تنها متن شناخته‌شده در مورد انجيل يهودا ارائه شده، گفته شده كه سرانجام پس از 1700 سال افشا شده است. اين دست‌نوشته، ايده‌هاي جديد را در مورد رابطه پيامبر عيسي و حواري يهودا به او مطرح مي‌كند. در اين نسخه، ادعا شده كه پيامبر عيسي از يهودا به عنوان يك دوست نزديك، مي‌خواهد تا او را به مقامات لو دهد و اين‌كه وي با اين كار از ديگر حواريون «جلو» خواهد افتاد. به گفته كاشفان، كشف اوليه اين سند در صحراي مصر روي يك پاپيروس چرمي باستاني بود و سپس ترجمه آن توسط جامعه جغرافيايي ملي انجام و در يك كنفرانس خبري در واشنگتن عنوان شد.گفته مي‌شود، اين سند 36 صفحه‌اي به زبان «قبطي» بوده و حدود سيصد سال پس از ميلاد از روي انجيل اصلي يهودا كه يك قرن پيش از آن به زبان يوناني بوده نوشته شده است. به گفته مسئولان مؤسسه، اين دست‌نوشته، مهم‌ترين اثر باستاني كشف شده درباره متون جداي از كتاب مقدس در شصت سال اخير است.قابل‌توجه‌ترين بخش اين دست‌نوشته يهودايي، اين‌گونه شروع مي‌شود كه «راز مخفي لو دادن مسيح اين است كه او يك هفته پيش و سه روز مانده به عيد «فصح»، از اين امر به يهودا در آن مورد صحبت كرده بود».
بحث مربوط به مقايسه يهودا با حواريون ديگر است كه عيسي به يهودا مي‌‌گويند: «تو از بقيه جلوتر خواهي افتاد، چون تو مردي را كه اين لباس‌ها به تنش است، قرباني خواهي كرد».

رونوشت مصري اين انجيل در سيزده ورق پاپيروس به صورت پشت‌ورو نوشته شده است و «رودولف كازر»، دانشجوي سوئيسي، مدير سيستم بازسازي و ترجمه پاپيروس‌ها بوده است. اين تلاش گروهي توسط مؤسسه «نشنال‌ژئوگرافيك» و حمايت بنياد حمايت از هنر مائكناس در بازل و انستيتو اكتشافات تاريخي ويت، سازمان غيرانتفاعي آمريكايي انجام شده است.اين اسناد، ابتدا در دهه 1970 در مصر كشف شد و براي مدتي در دست دلالان مصري به اروپايي و سرانجام آمريكايي چرخيد و نهايتا توسط يك دلال زوريخي خريداري و به بنياد مائكناس داده شد.

بنا بر اعتقاد مسيحيان، «يهودا»، يكي از دوازده حواري پيامبر مسيح با دريافت رشوه ايشان را به حاكمان يهودي رم نشان داد، آنان عيسي را به شيوه دردناكي به صليب كشيدند.

اين در حالي است كه بنا بر اعتقادات مسلمانان سنتي، پس از خيانت «يهودا» به مسيح ، خدا خود او را به عيسي شبيه كرد و يهوديان او را به صليب كشيدند نه عيسي را.

اما چيزي كه به نظر من رسيد اين است كه اگر سند كشف شده صحيح باشد ، هيچكدام از نظرات مسيحيان و مسلمانان سنتي صحيح نيست. بلكه اين نشان ميدهد كه خود پيامبر عيسي به صليب كشيده شد نه يهودا. زيرا يهودا اگر به صليب كشيده ميشد از كجا اين خاطرات را نوشته است زيرا كه اين رازي بوده است بين پيامبر عيسي و يهودا و كس ديگري از اين مورد خبر نداشته است.زيرا اگر او به صليب كشيده ميشد رابطه او و پيامبر عيسي از كجا نوشته شده است؟!! و اين خود نطريه مسلمانان را نقض ميكند. و در واقع خدا خودش زمان مرگ مسيح را تعيين كرده است و آن را به پيامبر مسيح گفته است. براي فهم بيشتر آيه زير را نگاهي بيندازيد:

[3:55] پس، خدا گفت: "اي عيسي، اينک به زندگي تو خاتمه مي دهم. تو را به سوي خود بالا مي برم و از شر کافران خلاص مي كنم و کساني را که از تو پيروي مي کنند، مافوق کافران قرار مي دهم، تا روز رستاخيز. سپس، بازگشت نهايي همه شما به سوي من است، آنگاه من در مواردي که اختلاف ايجاد كرديد، ميان شما قضاوت خواهم کرد.

ماجراي واقعي را قرآن گفته است و معجزه نوزده آن را اثبات نموده است. يكي از نوشته هاي رشاد خليفه اين مورد را واضح بيان نموده است:
يكي از مسائلي كه مسيحيان و مسلمانان را به جدال واداشته است طريقه مرگ عيسي مسيح بوده است. مسيحيان ميگويند كه پيامبر عيسي به دار آويخته شد اما مسلمانان ميگويند كه به بالا برده شد و اين يهودا بود كه به جاي او به دار زده شد .اين مساله هميشه موضوع بحث و جدال در دنيا بوده است.اما واقعا چه اتفاقي افتاد؟ معجزه رياضي قرآن مشكل را براي ما حل كرد به اين طريق روح عيسى بالا برده شد، يعنى قبل از دستگيرى و به صليب کشيدن بدن او، جان او گرفته شده بود. بنابراين، محکوم کنندگانش يک بدن خالى را دستگير کردند، شکنجه دادند و به صليب کشيدند- عيسى قبلا ً به دنياى ارواح پيوسته بود .او در لحظات به صليب كشيدن فقط جاندار بود نه روحدار.
[3:54] آنها مكر كردند و نقشه كشيدند و خدا نيز چنين كرد، و خدا بهترين مكار است.
[3:55] پس، خدا گفت: "اي عيسي، اينک به زندگي تو خاتمه مي دهم. تو را به سوي خود بالا مي برم و از شر کافران خلاص مي كنم و کساني را که از تو پيروي مي کنند، مافوق کافران قرار مي دهم، تا روز رستاخيز. سپس، بازگشت نهايي همه شما به سوي من است، آنگاه من در مواردي که اختلاف ايجاد كرديد، ميان شما قضاوت خواهم کرد.

[4:157] و به دليل اين ادعا كه، مسيح، عيسي، پسر مريم، رسول خدا را کشتند. درواقع، هرگز او را نکشتند، هرگز او را به صليب نكشيدند- بلکه به آنها وانمود شد که چنين کردند. اين موضوع براي تمام گروه هايي که در اين امر اختلاف دارند، مشکوک و مبهم است. آنها دانشي ندارند؛ آنها فقط حدس مي زنند. مسلما، هرگز او را نکشتند.

خداي توانا بخاطر رحمتش، مثال زنده اى را به نسل ما نشان داده است، شخصى که روحش از اين دنيا رفت، اما بدنش تا ۱۹ ماه به زندگى ادامه داد. در روز ۲۵ ماه نوامبر سال ۱۹۸۴ ميلادى، دکترهاى بيمارستان هومانا، واقع در شهر لوييزويل از ايالات کنتاکى، قلب مريض آقاى ويليام شرودر را با موتورى از پلاستيک و فلز عوض کردند (مجله نيويورک تايمز، دوشنبه ۲۶ نوامبر سال ۱۹۸۴ ).در روز نوزدهم بعد از اين عمل جراحى تاريخى، پنج شنبه، سيزدهم دسامبر۱۹۸۴ آقاى شرودر، شخص حقيقى، روح اصلى، اين دنيا را ترک کرد. آقاى شرودر مرد. اما بدنش، با قلب مصنوعى که در بدنش کار گذاشته شده بود، وظايف خود را ادامه ميداد. به دنيا گفته شد که او "احتمالا ً دچار حمله قلبى شده است" (مجله نيويورک تايمز، ۱۴ دسامبر، ۱۹۸۴). جالب اينجاست که يک روز قبل از اينکه آقاى شرودر اين دنيا را ترک گويد با رياست جمهورى آمريکا، رونالد ريگان در تلويزيون سراسرى صحبت کرد و تقاضا کرد تا حقوق عقب افتاده بازنشستگى ماهيانه اش را بفرستند. او کاملا ً بهوش بود. از لحظه اى که او "دچار حمله شد،" ديگر زمان و ساعت و حتى افراد خانواده اش را هم تشخيص نميداد. در حقيقت آقاى شرودر ديگر در اين دنيا نبود.انجيل بوضوح بيان ميکند که بدن دستگير شده عيسى کاملا ً بى خبر از وقايع اطراف بود:

====================================
رهبر كشيشان در آن حال ، اتهمات فراوانى بر عليه عيسى آورد.پيلاطس دوباره از او بازجويى کرد:"حتما جوابى داري ببين چقدر اتهام بر عليه تو دارند." اما با تعجب فراوان پيلاطس، عيسى هيچ عکس العملى نشان نداد. [مرقس ۵-۱۵:۳]هرود از ديدن عيسى بسيار خوشحال شد. بخاطر گزارشهايى که از او شنيده بود، هرود مدت زيادى بود که ميخواست عيسى را ببيند، و اميد داشت تا ببيند عيسى چند معجزه انجام دهد. او براى مدتى طولانى از عيسى سئوال کرد، اما عيسى هيچ عکس العملى نشان نداد. رهبر کشيشان و نويسندگان تصميم داشتند تا او را شديدا ً متهم کنند. سپس هرود و محافظينش به او توهين و اهانت کردند. [ لوقا ۱۱-۲۳:۸]آن نجات دهنده به من گفت، "آن شخصى که خوشحال و خندان بالاى درخت ديدى، عيساي زنده است. اما اين شخصى که در دستها و پاهايش ميخ فرو ميکنند، فقط قسمت جسمانى است. ))))

[حادثه بزرگ پيتر ، چاپ هفتم، ۳، ۸۱ از کتابخانه نگ همدى [
====================================
اينکه روح آقاى شرودر در نوزدهمين روز بعد از عمل، از بدنش جدا شد و بدن او تا ۱۹ ماه زنده ماند، تذکراتى است که پروردگار ميخواسته تا تمام دنيا تشابه بين موقعيت شرودر و مساله ثابت شده بالا برده شدن روح عيسى قبل از دستگيرى، شکنجه، و به صليب کشيدن بدن بدون روح و فقط جاندار او را بدانند.خداي را سپاس كه قرآن سرتاسر پر از معجزه را براي ما گذاشته و برخلاف پيروان حديث بدون راهنما نيستيم.

Thursday, February 16, 2006

پرندگان كشنده

پرندگان كشنده

خداي توانا در هر زماني با استفاده از وسايل طبيعي مردم را ميترساند. شايد يعضي ها بگويند كه عذاب خدا كه در قرآن ذكر شده است مربوط به قديم بوده است نه حالا ! ولي واقعيت اين است كه اين سنت خداست و سنت خدا قابل تغيير نيست. خداي مهربان در هر زماني قدرت عذاب خود را به مردم دنيا نشان ميدهد تا كه مردم بخود آيند و تغييري در خود بوجود آورند. ايدز ، طاعون ، سارس ، زلزله و ... همه از عواملي هستند كه براي بيدار كردن انسانها قرار داده شده اند. اين حوادث ميخواهند به ما بگويند كه قدرت مطلق در دنيا فقط خداست و مرگ و زندگي ما در سلطه خداي متعال قرار دارد. طوفان سونامي نمونه اي از طوفان نوح بود. ايدز طاعون زمان ماست.
يكي از نشانه هاي ديگر خدا آنفلوآنزاي مرغي است . اين بيماري همان "طيرا ابابيل" است كه در سوره فيل نقل شده است.

[105:3] وارسل عليهم طيرا ابابيل
[105:3] او انبوهي از پرندگان را بر سر آنها فرو فرستاد.

جالب اين است كه اگر ما مقدار ابجد "طيرا ابابيل" را حساب كنيم مقدار 266 بدست ميايد كه مساوي 19*14 است. و اين نشانه اي است از طرف خداي يكتا براي ما.

كاريكاتورهاي زمان ما

كاريكاتورهاي قرن بيست ويك و كاريكاتورهاي قرون اوليه هجري :

تمسخر پيامبران اولين بار نيست كه اتفاق مي افتد ، بلكه در طول تاريخ به وفور اين گونه موارد رخ داده است. كاريكاتوريست دانماركي از طريق شايعات رايج در غرب از پيامبر محمد چهره اي ترسيم نموده است.كاريكاتوريست دانماركي از پيامبر محمد چهره اي خشن ، زندوست ، تروريست و ... به تصوير ميكشد در حالي كه در قرن ما افرادي همچون بن لادن و طالبان و امثالهم به اسم پيامبر محمد عمليات تروريستي انجام ميدهند . اما واقعا بايد ديد كه آيا مسلمانان در اعمال و گفتار خود راستگويند!؟ شما نگاهي به كتابهاي حديث بيندازيد متوجه خواهيد شد كه همان 12 كاريكاتور كه در زمان ما پيامبر را مسخره ميكنند ، در كتابهاي حديث بدتر از آن وجود دارد. به طور مثال به احاديث زير نگاهي بيندازيد . اين جور احاديث در صحيح بخاري و اصول كافي فراوان است.

- قدرت جنسي پيامبر محمد برابر با قدرت جنسي 30 مرد بوده است!
- پيامبر در يك روز سر 700 يهودي را با تبر زد!
- پيامبر در شب معراج همراه خدا شير برنج خورد (نعوذ بالله)!
- ممنوع کردن عبادت براى زنانى که در عادت ماهانه هستند
- كتابهاي حديث ادعا ميکنند که پيامبر چشم هاى مردم را در مى آورده است.!!!
- پيامبر محمد در بچگي از پستان ابوطالب شير ميخورد !!!
- و ........

واقعا اگر مسلمانان راست ميگويند پس چرا كتابهاي حديث خود را منع نميكنند. اگر راست ميگويند و محصولات كشور دانمارك را تحريم ميكنند پس چرا تا حالا كسي از آنان كتابهاي حديث را منع نكرده است ؟!!! خداي مهربان توانا كه همه قدرتها در آسمانها و زمين در دست اوست ميداند كه چطوري مسلمانان را متوجه اشتباه خود كند. او بوسيله حوادث تاريخي همه چيز را به مردم ثابت ميكند. خدا بالاخره ثابت ميكند كه كتابهاي حديث توطئه بزرگي بوده است بر عليه دين خدا. متاسفانه مسلمانان كتاب قرآن را كنار گذاشته و رو به شايعات قرون اوليه آورده اند؛ همانند بعضي از مردم غرب كه بر اساس شايعات درباره پيامبر محمد قضاوت ميكنند. تاكتيك يكي است فقط روشها فرق ميكند. يكي از نشانه هاي خداي مهربان در قرن حاضر معجزه 19 است كه متاسفانه حتي خود مسلمانان آن را رد ميكنند ؛ ديگر چه انتظاري از كشورهاي غربي داشته باشيم. به عكس زير نگاه كنيد كه چطوري وسايل دانماركي تحريم شده اند. جالب اين است كه كليه باركدهاي وسايل دانماركي با 57 شروع ميشوند و 57 هم مساوي 19*3 است. اين نشانه اي از طرف خداي يكتاست تا به مردم جهان ثابت كند كه اكثر مردم دنيا ( از جمله اكثريت مسلمانان) از شايعات پيروي ميكنند.

http://com.vip600.com/bo3adsa/1856952356.gif

[6:70] وذر الذين اتخذوا دينهم لعبا ولهوا وغرتهم الحيوة الدنيا وذكر به ان تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولي ولا شفيع وان تعدل كل عدل لا يؤخذ منها اولئك الذين ابسلوا بما كسبوا لهم شراب من حميم وعذاب اليم بما كانوا يكفرون

[6:70] به كساني كه دين خود را بيهوده مي گيرند و آن را مانند روابط اجتماعي تلقي مي كنند و كاملا مجذوب زندگي اين دنيا شدهاند، اعتنا نكن. با اين (قرآن) به آنها تذكر بده، تا مبادا نفسي در نتيجه بدي هايي كه كسب كرده است، رنج ببرد. آن نفس جز خدا نه مولا و سروري دارد و نه شفاعت كنندهاي. اگر مي توانست هر گونه غرامتي م بپردازد، پذيرفته نمي شد. آنها از نتيجه اعمال پليد خود رنج مى برند؛ و به سبب كفرشان سزاوار نوشيدني هاي دوزخي و مجازاتي دردناك شدهاند.

Thursday, January 26, 2006

ترس و اميد

http://godisoneland.blogspot.com

Saturday, December 24, 2005

update

http://godisonenotes.blogspot.com/


http://godistheone.blogspot.com

Thursday, December 15, 2005

دون الله

http://godisonenotes.blogspot.com/2005/12/blog-post_14.html

مرگ پيامبر عيسي

مرگ پيامبر عيسىيكي از مسائلي كه مسيحيان و مسلمانان را به جدال واداشته است طريقه مرگ عيسي مسيح بوده است. مسيحيان ميگويند كه پيامبر عيسي به دار آويخته شد اما مسلمانان ميگويند كه به بالا برده شد.اين مساله هميشه موضوع بحث و جدال در دنيا بوده است.اما واقعا چه اتفاقي افتاد. معجزه رياضي قرآن مسكل را براي ما حل كرد به اين طريق روح عيسى بالا برده شد، يعنى قبل از دستگيرى و به صليب کشيدن بدن او، جان او گرفته شده بود. بنابراين، محکوم کنندگانش يک بدن خالى را دستگير کردند، شکنجه دادند و به صليب کشيدند- عيسى قبلا ً به دنياى ارواح پيوسته بود .او در لحظات به صليب كشيدن فقط جاندار بود نه روحدار.
[3:54] آنها مكر كردند و نقشه كشيدند و خدا نيز چنين كرد، و خدا بهترين مكار است.
[3:55] پس، خدا گفت: "اي عيسي، اينک به زندگي تو خاتمه مي دهم. تو را به سوي خود بالا مي برم و از شر کافران خلاص مي كنم و کساني را که از تو پيروي مي کنند، مافوق کافران قرار مي دهم، تا روز رستاخيز. سپس، بازگشت نهايي همه شما به سوي من است، آنگاه من در مواردي که اختلاف ايجاد كرديد، ميان شما قضاوت خواهم کرد.

[4:157] و به دليل اين ادعا كه، مسيح، عيسي، پسر مريم، رسول خدا را کشتند. درواقع، هرگز او را نکشتند، هرگز او را به صليب نكشيدند- بلکه به آنها وانمود شد که چنين کردند. اين موضوع براي تمام گروه هايي که در اين امر اختلاف دارند، مشکوک و مبهم است. آنها دانشي ندارند؛ آنها فقط حدس مي زنند. مسلما، هرگز او را نکشتند.

خداي توانا بخاطر رحمتش، مثال زنده اى را به نسل ما نشان داده است، شخصى که روحش از اين دنيا رفت، اما بدنش تا ۱۹ ماه به زندگى ادامه داد. در روز ۲۵ ماه نوامبر سال ۱۹۸۴ ميلادى، دکترهاى بيمارستان هومانا، واقع در شهر لوييزويل از ايالات کنتاکى، قلب مريض آقاى ويليام شرودر را با موتورى از پلاستيک و فلز عوض کردند (مجله نيويورک تايمز، دوشنبه ۲۶ نوامبر سال ۱۹۸۴ ).در روز نوزدهم بعد از اين عمل جراحى تاريخى، پنج شنبه، سيزدهم دسامبر۱۹۸۴ آقاى شرودر، شخص حقيقى، روح اصلى، اين دنيا را ترک کرد. آقاى شرودر مرد. اما بدنش، با قلب مصنوعى که در بدنش کار گذاشته شده بود، وظايف خود را ادامه ميداد. به دنيا گفته شد که او "احتمالا ً دچار حمله قلبى شده است" (مجله نيويورک تايمز، ۱۴ دسامبر، ۱۹۸۴). جالب اينجاست که يک روز قبل از اينکه آقاى شرودر اين دنيا را ترک گويد با رياست جمهورى آمريکا، رونالد ريگان در تلويزيون سراسرى صحبت کرد و تقاضا کرد تا حقوق عقب افتاده بازنشستگى ماهيانه اش را بفرستند. او کاملا ً بهوش بود. از لحظه اى که او "دچار حمله شد،" ديگر زمان و ساعت و حتى افراد خانواده اش را هم تشخيص نميداد. در حقيقت آقاى شرودر ديگر در اين دنيا نبود.انجيل بوضوح بيان ميکند که بدن دستگير شده عيسى کاملا ً بى خبر از وقايع اطراف بود:

====================================
رهبر كشيشان در آن حال ، اتهمات فراوانى بر عليه عيسى آورد.پيلاطس دوباره از او بازجويى کرد:"حتما جوابى داري ببين چقدر اتهام بر عليه تو دارند." اما با تعجب فراوان پيلاطس، عيسى هيچ عکس العملى نشان نداد. [مرقس ۵-۱۵:۳]هرود از ديدن عيسى بسيار خوشحال شد. بخاطر گزارشهايى که از او شنيده بود، هرود مدت زيادى بود که ميخواست عيسى را ببيند، و اميد داشت تا ببيند عيسى چند معجزه انجام دهد. او براى مدتى طولانى از عيسى سئوال کرد، اما عيسى هيچ عکس العملى نشان نداد. رهبر کشيشان و نويسندگان تصميم داشتند تا او را شديدا ً متهم کنند. سپس هرود و محافظينش به او توهين و اهانت کردند. [ لوقا ۱۱-۲۳:۸]آن نجات دهنده به من گفت، "آن شخصى که خوشحال و خندان بالاى درخت ديدى، عيساي زنده است. اما اين شخصى که در دستها و پاهايش ميخ فرو ميکنند، فقط قسمت جسمانى است. ))))

[حادثه بزرگ پيتر ، چاپ هفتم، ۳، ۸۱ از کتابخانه نگ همدى [
====================================
اينکه روح آقاى شرودر در نوزدهمين روز بعد از عمل، از بدنش جدا شد و بدن او تا ۱۹ ماه زنده ماند، تذکراتى است که پروردگار ميخواسته تا تمام دنيا تشابه بين موقعيت شرودر و مساله ثابت شده بالا برده شدن روح عيسى قبل از دستگيرى، شکنجه، و به صليب کشيدن بدن بدون روح و فقط جاندار او را بدانند.خداي را سپاس كه قرآن سرتاسر پر از معجزه را براي ما گذاشته و برخلاف پيروان حديث بدون راهنما نيستيم.

Sunday, December 11, 2005

حديث وسنت

http://godisonehadith.blogspot.com

قرائت قرآن


مسلمانان علاوه بر آنكه از قرآن پيروي نميكنند آن را هم بدنام كرده اند و هر روز هزاران بيحرمتي نسبت به آن انجام ميدهند. مسابقات قرآني تشكيل ميدهند و در آنجا هر كدام قرآن را با سوز و گداز ميخوانند بدون آنكه يك كلمه از آن را متوجه شوند. تمام حضار مشغولند كه ببينند قاري در پايان قرائت "صدق الله العلي العظيم" ميگويد يا "صدق الله العظيم". اگر قاري در پايان قرائت "صدق الله العظيم" بگويد حاضرين شيعه به او كج كج نگاه ميكنند و اگر هم "صدق الله العلي العظيم" بگويد حاضرين سني به او چپ چپ نگاه ميكنند. حالا شما قضاوت كنيد كه اينها چقدر منحرفند و چقدر از پيام خدا پرتند كه تمام هم و غمشان گفتن جمله آخري است نه قرآن. همينجاهم نشان دادند كه پيروان حديث براي قرآن هيچ ارزشي قائل نيستند بلكه بيشتر در فكر اشاعه عقايد فرقه اي خود هستند. بعد كه قرآن خوانده ميشود حاضرين مثل ساعت كوك شده هر چند دقيقه يك بار شروع به تكرار صلوات ميكنند و به اين طريق به جاي ذكر خدا ، ذكر مقدسين خود را ترجيح ميدهند و مثل مشركين شروع به داد و فرياد ميكنند و هزار كفر ديگر.

علي سينا

در بعضي گفتمانها كه بعضي نكات يكتاپرستي مينويسيم مارا متهم به وهابيت ميكنند غافل از اينكه وهابيت خود پيرو چشم و گوش بسته احاديث هستند و در پيروي از احاديث رتبه اول را دارند. البته اگر اينجوري حساب كنيم و هر كس يكتاپرست است وهابي باشد خود پيامبر و علي و حسن و حسين همه وهابي بوده اند.اين عده كه علي و خاندان اورا شريك خدا قرار داده اند متاسفانه مثل مشركين صدر اسلام با يكتاپرستان برخورد ميكنند. و مطمئنا خداي مهربان اين رفتارشان را ضبط ميكند و سر موعد از پيش تعيين شده آنان را نابود ميكند.

حتي پيروان حديث براي اينكه ثابت كنند قرآن بدون كتب حديث معنا ندارد از نوشته هاي شجاع الدين شفا و علي سينا و آرش بيخدا هم بهره ميبرند و به اين طريق كفر خود را روز به روز بيشتر نمايان ميكنند.

سكه قديمي

همانطور كه گفتيم شهادت واقعي در زمان پيامبر و حتي صد سال بعد از او هم به صورت "لا اله الا الله وحده لا شريك له " بوده است.اما متاسفانه بعدا توسط راويان حديث "اشهد ان محمد رسول الله" هم اضافه شد و اين برخلاف آيه قرآني است كه ميگويد رسول بودن محمد شهادت نيست بلكه علم است اما مسلمانان آن را جزو اذان و نماز و اذكار روزانه خود قرار دادند و به اين طريق بين رسولان خدا فرق قائل ميشوند.

سكه اي قديمي مربوط به كشور سوريه در سال 720 ميلادي يعني حدود 100 سال بعد از مرگ پيامبر.

http://www.lewrockwell.com/sardi/coin.jpg


وسط سكه شهادت اصلي (اشهد ان لا اله الله وحده لاشريك له) نوشته شده است و نشان ميدهد آنموقع شهادت هنوز تغيير نكرده بود و دور وبر سكه هم قسمتي از آيه قرآن (محمد رسول الله أرسله بالهدى ودين الحق ليظهره على الدين كله) نوشته شده است.

حال با اين دلايل واضح تاريخي آيا حرفي براي گفتن مانده است؟؟!!

Saturday, December 03, 2005

اسم پيامبر در نماز

هرچند كه دين خدا بسيار تغييرات كرده است و مترفين به نفع خود درآن تغييرات بوجود آورده اند ولي ماه هميشه پشت ابر نمي ماند. باطل هر چند كه تمام دنيا را گرفته باشد ولي باز هم يك سيلاب كوچك كافيست.

اسم پيامبر در نماز:

با توجه به اين كه دين اسلام دين تمام پيامبران بوده است و همچنين در قرآن كاملش خداي توانا از فرق گذاشتن بين رسولان نهي فرموده است بنابراين ما مجاز نيستيم كه در نماز و اذان خود روزي 17 مرتبه بر رسول بودن پيامبر شهادت دهيم ؟ چرا ما هيچوقت نميگوئيم اشهد ان موسي رسول الله . مگر موسي هم رسول خدا نيست؟
در طول تاريخ هميشه تعصب نسبت به رسولان باعث شده است كه مردم پيام خدا را منكر شوند. مسيحيان با تعصبي كه نسبت به پيامبر مسيح دارند قادر به پذيرش پيام قرآن نيستند و اين دقيقا دليلش ذكر روزانه آنان از پيامبر مسيح است. آنان شب و روز پيامبر مسيح را ذكر ميكنند و دل به او بسته اند بطوريكه حريفي براي او نميپسندند. اين از خواص انسان است. چرا خدا در قرآن اصرار دارد كه ابراهيم بنيانگذار اسلام است نه پيامبر محمد ؟ براي اينكه ما اسلام را به محمد رسولخدا اختصاص ندهيم. شعار تمام پيامبران شهادت به يگانگي خداوند بوده است و هيچكدام شعار خود را تبليغ نكرده اند. شعار محمد رسول خدا هم همين بوده است. اما مسلمانان شعار "اشهد ان محمدا رسول الله " را هم به اصول ايمان خود اضافه كرده اند انگار كه فقط محمد رسول خداست. هيچ كجاي قرآن شهادت به يگانگي خداوند در كنار شهادت به رسالت محمد ذكر نشده است.

[3:18] شهد الله انه لا اله الا هو والملئكة واولوا العلم قائما بالقسط لا اله الا هو العزيز الحكيم
[3:18] خدا شهادت مي دهد كه جز او خدايي نيست. و هم چنين فرشتگان و كساني كه دانش دارند. بحق و انصاف، اوست خداي مطلق؛ جز او خدايي نيست، صاحب اقتدار، حكيمترين.

[2:163] والهكم اله وحد لا اله الا هو الرحمن الرحيم
[2:163] خداي شما خداي واحد است؛ خدايي جز او نيست، بخشنده ترين، مهربان ترين.

[17:110] قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ايا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى ولا تجهر بصلاتك ولا تخافت بها وابتغ بين ذلك سبيلا
[17:110] بگو: "او را خدا بخوانيد، يا او را بخشنده ترين بخوانيد؛ با هر نامي بخوانيدش، بهترين نام ها از آن اوست." نمازها (ارتباط با خدا) خود را نه بسيار بلند بخوان و نه در دل؛ با صدايي متعادل بخوان.

[41:6] قل انما انا بشر مثلكم يوحى الي انما الهكم اله وحد فاستقيموا اليه واستغفروه وويل للمشركين
[41:6] بگو: "من جز بشري مانند شما نيستم كه به من وحي شده است كه خداي شما خداي يكتاست. بايد خود را به او اختصاص دهيد و از او طلب بخشش نماييد. واي بر مشركان.

همانطور كه در آيات بالا ميبينيد نام پيامبر محمد ذكر نشده است و تنها به يگانگي خداوند شهادت داده شده است. به محمد رسول خدا دستور داده شده است كه بگويد " قل انما انا بشر مثلكم يوحى الي انما الهكم اله وحد " " بگو: "من جز بشري مانند شما نيستم كه به من وحي شده است كه خداي شما خداي يكتاست " .

البته مشخص است كه محمد رسول خداست و اين يك واقعيت است . مطمئنا كسي رسول بودن محمد را منكر نميشود. اما مهم اين است كه بدانيم در شعار اسلام اسم خاصي از پيامبران ذكر نميشود زيرا كه ما نبايد بين رسولان فرق قائل شويم

آيه زير به صراحت شهادت را توضيح داده است:

[6:19] قل اي شيء اكبر شهدة قل الله شهيد بيني وبينكم واوحي الي هذا القرءان لانذركم به ومن بلغ ائنكم لتشهدون ان مع الله ءالهة اخرى قل لا اشهد قل انما هو اله وحد وانني بريء مما تشركون

[6:19] بگو: "شهادت چه كسي بالاترين است؟" بگو: "شهادت خدا. او ميان من و شما شاهد است كه اين قرآن* به من وحي شده است، تا آن را به شما و به هر كس كه به آن دست يابد، ابلاغ كنم. درواقع، شما در كنار خدا به خدايان ديگر هم شهادت مى دهيد." بگو: "من مانند شما تشهد نمى گويم؛ فقط يك خدا وجود دارد و من شرك شما را رد مى كنم.

ممكن است كسي بگويد كه با اين كار به محمد رسولخدا احترام ميگذاريم و با اين كار نشان ميدهيم كه پيامبر محمد خاتم پيامبران است و آخرين شريعت را آورده است.اما اگر كمي فكر كنند ميدانند كه با اين كار بيشتر از خدا دور ميشوند زيرا كه هيچ جاي قرآن خداي مهربان به ما دستور نداده است كه روزي 5 مرتبه در نماز و اذان خود بر رسالت محمد شهادت دهيم. خدا كجاي قرآن به رسالت محمد شهادت داده است؟ يكجا شهادت به رسالت محمد ذكر شده است كه شهادت منافقين است.

[63:1] اذا جاءك المنفقون قالوا نشهد انك لرسول الله والله يعلم انك لرسوله والله يشهد ان المنفقين لكذبون
[63:1] هنگامي كه منافقان نزد تو مي آيند، مي گويند: "ما شهادت مي دهيم كه تو رسول خدا هستي."* خدا مي داند كه تو رسولش هستي و خدا شهادت مي دهد كه منافقان دروغگو هستند.

خداي مهربان در 63:1 اعلام ميدارد كه رسول بودن محمد يك واقعيت و علم است نه يك شهادت روزانه. همانطور كه در آيه منافقان به رسالت محمد شهادت ميدهند.اما خدا در جواب آنان ميگويد كه خدا ميداند محمد رسول خداست و خدا شهادت ميدهد كه منافقان دروغگوند.
ما ميدانيم كه رسالت محمد حقيقتي است غير قابل انكار. در حقيقت كسي رسالت محمد را قبول نكند در واقع قرآن را منكر شده است. اما چيزي كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه ما نبايد آن را جزو شعار روزانه (نماز و اذان) خود قرار دهيم. نماز براي بزرگداشت و يادآوري خداي يكتاست نه رسول بودن محمد.

در واقعيت يكي از حيله هاي شيطان بزرگ كردن شخصيتها با استفاده از ذكر روزانه آنان است. خداي مهربان هيچوقت راضي نيست كه ما در شعار روزانه خود (نماز و اذان) كه بايد فقط براي ذكر خدا باشد اسمي از محمد آورده شود و هيچوقت راضي نيست كه ما به اين طريق دين آنان را گسترش دهيم و در واقع آنان هم انسانهايي هستند مثل ما.

همانطور كه ميدانيد قرآن معيار درست بودن نماز است. در تمام قرآن اسامي پيامبران به وفور ذكر شده است و همه را مسلمان اعلام نموده است. از سرگذشت آنان گفته است تا كه ما بدانيم پيام و شعار آنان يكي بوده است و به تبع شعار محمد هم همان شعار آنان بوده است. و ما نبايد بين رسولان فرق قائل شويم.

[3:84] قل ءامنا بالله وما انزل علينا وما انزل على ابرهيم واسمعيل واسحق ويعقوب والاسباط وما اوتي موسى وعيسى والنبيون من ربهم لا نفرق بين احد منهم ونحن له مسلمون
[3:84] بگو: "ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شد و به آنچه بر ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و اسباط نازل شد و به آنچه به موسي، عيسي و پيامبران از جانب پروردگارشان داده شد، ايمان داريم. ما فرقي ميان هيچ يك از آنها نمي گذاريم. ما فقط تسليم او هستيم."

پس ما بايد به تمام پيامبران ايمان بياوريم زيرا كه همه آنان مسلمان بوده اند و ديني غير از اسلام قابل قبول نيست.

[3:85] ومن يبتغ غير الاسلم دينا فلن يقبل منه وهو في الاءخرة من الخسرين
[3:85] هر کس ديني جز "تسليم" براي خود اختيار کند، از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از بازندگان خواهد بود.

خواندن سوره بعد از نماز


در واقعيت در نماز پيامبر هيچوقت سوره اي بعد از فاتحه خوانده نميشد و ما نبايد بعد از فاتحه سوره اي از قرآن بخوانيم زيرا كه سوره فاتحه به اراده خداوند مخصوص نماز است و اين سوره سبك و سياق خاصي دارد كه مخصوص نماز خواندن است. اين سوره تنها سوره اي است كه خدا از زبان ما گفته است. اما بقيه سوره ها از زبان خود خداي يكتاست. در سوره فاتحه مخاطب خداست هرچند كه سوره را خدا ساخته است ولي در سوره هاي ديگر مخاطب پيامبر و ماييم.

زماني كه خدا ميفرمايد سلام بر ابراهيم. اين سلام از طرف خداست. در واقع خدا نظرش را راجع به ابراهيم بيان كرده است و ما در قرآن داريم كلام خدا را ميخوانيم.همانطور كه در آيه زير خداي مهربان به پيامبر خطاب ميكند و به او گوشزد ميكند كه چرا چيزي را كه خدا براي تو حلال كرده است حرام مي كني؟ و البته به اين معنا نيست كه ما هروقت اين آيه را ميخوانيم به پيامبر محمد دوباره گوشزد ميكنيم كه چرا چيزي را كه خدا براي تو حلال كرده است حرام مي كني!!!!

[66:1] يايها النبي لم تحرم ما احل الله لك تبتغي مرضات ازوجك والله غفور رحيم
[66:1] اي پيامبر، چرا چيزي را كه خدا براي تو حلال كرده است حرام مي كني، فقط براي آنكه زنان خود را خوشنود سازي؟ خداست عفوكننده، مهربان.*


شكل و ظاهر نماز در همه مسلمانان چه شيعه چه سني نسل به نسل حفظ شده است ولي كلمات و مفهوم نماز تحريف شده است. مثلا حجي كه مسلمانان انجام ميدهند در واقع چندين مرحله به آن اضافه شده است كه در زمان پيامبر نبوده است. در قرآن ماههاي حرام چهار اعلام شده است اما عربستان سعودي كه ادعاي اسلام هم دارد آن را به يك ماه كاهش داده است و اين فقط به خاطر كاهش هزينه هايش است.

عده اي فكر ميكنند كه هر آيه اي از قرآن را ميخوانند و هر كسي كه در آن آيه ذكر شده است را دارند مخاطب خود قرار ميدهند . به اين ترتيب فكر ميكنند كه با خواندن "سلام علي ابراهيم" بر ابراهيم سلام ميفرستند . هنوز نميدانند اين آيات را خدا بيان كرده است و اينها گفته هاي خداست نه ما.

مثلا در سوره تحريم خدا ميفرمايد اي نبي شما چرا چيزي را بر خود حرام كردي كه حلال بود.
و به اين طريق شما در حين قرآن خواندن سرزنش خود را نسبت به رسول تكرار ميكني و هر روز بر رسول ايراد ميگيريد!!!!!!

واقعا كسي كه مرده است چطوري ميتوان بر او سلام كرد در حالي كه زماني كه زنده بودند حتي از پس ديوارها هم نميشد آنان را صدا كرد. ميليونها نفر در روز بر پيامبر سلام ميكنند . و اين در حالي است كه خداي مهربان هيچ وقت چنين دستوري نداده است .

[49:4] ان الذين ينادونك من وراء الحجرت اكثرهم لا يعقلون
[49:4] و اما كساني كه از پشت ديوارها تو را صدا مي كنند، اكثرشان نمي فهمند.


بعد از ماهها انتظار يكي از پيروان حديث حديثي در مورد نماز خواندن ارائه داد و گفت كه ما اينجوري نماز ميخوانيم. همانطور كه ميبينيد نماز اينان فقط سلام بر پيامبر است و از ذكر خدا خبري نيست


جامع احاديث الشيعة - ج4 - ص 34916 - 5 : باب وجوب التشهد و التسليم في آخر الصلوة و كيفيته للإمام و المأموم و المنفرد بيان معناه . شامل 64 حديث 3363 (10) يب 331 - 260 . احمد بن محمد (بن عيسي - يب 260 ) عن علي بن الحكم عن سيف بن الحكم عن سيف بن عميرة عن ابي بكر (الحضرمي - يب 260 )‌ قال قلت اني اصلي بقوم فقال تسلم (سلم -- يب 260 ) واحدة و لا تلتفت قل السلام عليك اليها النبي و رحمة الله و بركاته السلام عليكم ( و لا تقرء في الفجر شيئا من الحم (1) يب331) .

Sunday, November 20, 2005

لينكهاي جالب

Tuesday, November 08, 2005

استغاثه


خداي مهربان ميفرمايد من از رگ گردن به بندگانم نزديكترم. اما مسلمانان سنتي بعد از مدتي توسل را اختراع كردند. به اين طريق اينان از قبر پيامبر و ائمه و صالحين كمك ميخواهند به جاي خدا. اما اگر به آنها بگوييد يك آيه ارائه دهيد كه كسي به پيامبر متوسل شده باشد آنوقت ميگويند قرآن بدون حديث كامل نيست و در نهايت ميگويند كه مشكل شما اين است كه احاديث را قبول نداريد به همين خاطر است كه توسل را قبول نداريد!!
حالا كساني كه از پيامبر و ديگر مقدسين به جاي خدا طلب كمك ميكنند بايد جوابگوي آيه زير باشند. آيه زير در مورد يكي از جنگهاي پيامبر است كه اتفاقا خود پيامبر هم در آن حضور داشته است اما خدا مهربان ميفرمايد كه :

"هنگامي كه براي نجات خود به پروردگارتان التماس مي كرديد، او به شما جواب داد: من با هزار فرشته كه از پي يكديگر مي آيند، شما را حمايت مي كنم."

حال كساني كه غير خدا را ميخوانند بايد جواب دهند كه چرا در آن موقع كه خود پيامبر زنده بود و پيش اصحاب بود پس چرا به پيامبر توسل نكردند و از او به جاي خدا كمك نخواستند؟!!

[8:9] اذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم اني ممدكم بالف من الملئكة مردفين
[8:9] هنگامي كه براي نجات خود به پروردگارتان التماس مي كرديد، او به شما جواب داد: "من با هزار فرشته كه از پي يكديگر مي آيند، شما را حمايت مي كنم."

مطمئنا پيروان حديث بايد جواب سوال فوق را بدهند اگر جواب ندادند بايد از آن به بعد به فكر آخرت خود باشند.

براي فهميدن بيشتر توسل و شفاعت به مقاله زير رجوع شود:

http://www.sharemation.com/godisone/shafa.htm?uniq=-brsele

مذهب رايج


كليني و بخاري مذهب رايج در قرن دوم و سوم بين مسلمانان را جمع كردند. شما فرض كنيد عده اي در حال حاضر كليه نظرات افراد را در مورد دين و قرآن جمع كنند در اين حالت آيندگان بعد از سيصد سال ديگر اين نظرات را اصول دين خود قرار دهند. حالا شما خود قضاوت كنيد كه چه دين آش مانندي بدست ميايد؟!! جمع آوردندگان كتب حديث از نتيجه كار خود بي اطلاع بودند فكر نميكردند كه روزي برسد و مسلمانان كتابهاي اين افراد را جزو لاينفك دينشان قرار دهند!


حالا به نمونه اي از احاديث توجه كنيد :

1- دفن البنات من المكرمات (بگور كردن دختران از بزرگوارى است)

اين حديث نشان ميدهد كه هنوز آثار جاهليت در مسلمانان باقي مانده بود و حالا مسلمانان بايد هزار دليل و علم رجال بخوانند تا بفهمند كه اين حديث تقلبي است يا نه!!!

2- ان التجار هم الفجار (همانا بازرگانان بدكاران‏اند) .
جالب است كه اكثر كساني كه در مورد احاديث متعصبند و به آن هم عمل ميكنند خود تجارند البته تجارت دين!

3- الموت كفارة لكل مسلم (مرگ كفاره گناه هر مسلمانى است) .
طبق حديث هر كس بميرد مستقيم به بهشت ميرود و اين هم افكار منحرف راويان حديث!

4- ( ليس فی بول الائمه استخباث ) در ادرار ائمه آلودگی نيست .
انوار ولايه .آيت الله آخوند ملا زين العابدين گلپايگانی.ص ۴۴۰

مشخص است ك امام پرستان اين احاديث را ساخته اند!

5- ( آه اسم من اسماء الله الحسنی ) آه اسم خدا ست!
مستدرک الوسائل جلد ۲ ص۱۴۸

اين ديگر خيلي عجيب است. ما تا حالا نميدانستيم!!


اگر شما در رد كتب حديث شك داريد به مقاله زير رجوع كنيد:

http://www.sharemation.com/godisone/quran.htm?uniq=-brsele


زن در احاديث


شما اگر شك داريد كه احاديث جزو اسلام نيست و 99 درصد جزو شايعات قرنهاي اوليه هجري است چند حديث زير كه در مورد زن گفته شده است را نگاه كنيد. همانطور كه ميبينيد مسلمانان قرآن را ترك كرده و رو به اين اراجيف آورده اند. مطمئنا خداي مهربان جزاي اين كارشان را ميدهد به همين خاطر كشورهاي مسلمان از عقب افتاده ترين كشورهاي دنيا هستند و اگر چيزي هم دارند از خودشان نيست.

1- حضرت رسول چون اراده جنگ داشتند با زنان خود مشورت مي كردند و آنچه ايشان مي گفتند خلاف آن مي كردند !!!!! ( حليته المتقين 121 (

2- از محمد رسولخدا منقول است كه زنان را در غرفه و بالاخانه جا ندهيد و نوشتن به ايشان نياموزيد و سوره يوسف را به ايشان تعليم ندهيد !!!

Thursday, October 20, 2005

احاديث حد و مرز نميشناسند

احاديث حد و مرز نميشناسند !

جالب است كه مسلمانان مسيحيان را سرزنش ميكنند كه چرا آنان پيامبر عيسي را تا حد مقام خدايي بزرگ كرده اند اما غافل از اينكه خود آنان هم دچار چنين مصيبتي (حتي بدتر از آن) شده اند. شما تمام كتاب مقدس را هم بخوانيد كفرياتي در حد كتابهاي حديث نمي يابيد.
در كتاب مقدس مسيحيان گفته شده است كه خدا با پيامبر يعقوب كشتي گرفت و يعقوب بالاخره توانست خدا را شكست دهد !!!
در كتب حديث ذكر شده است كه خدا هر شب سوار بر خر (نعوذ بالله) بر بام خانه ها گشت ميزند و به خانه ها سركشي ميكند (كشيك شبانه!!).
براحتي ميتوان نتيجه گرفت كه كتب احاديث زائيده تفكرات شايعه پراكنان قرن اول و دوم هجري هستند. اين كتابهاي حديث كه شيعه وسني از آنان دفاع ميكنند هيچكدام قابل اعتماد نيستند و پر از كفرياتند و اگر به آنها بگوييد كه اين كتابها جزو اسلام نيست با كمال تعجب خود شما به عنوان بدعت گذار و غير مسلمان معرفي خواهيد شد!

حالا به چند حديث در اين مورد توجه كنيد :

1- پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسَلم فرمود: یا علي : نشناخت خداوند تبارک وتعالی را مگر من وتو ،ونشناخت مرا مگر خدا و تو ونشناخت ترا مگر خدا ومن .

2- یا علی :حق تبارک وتعالی را به طور کامل کسی به جز من وتو نشناخت ، و تو را هم به طور کامل به جز خدا ومن نشناخت .(مناقب ابن شهر اشوب 3/ 267 وبحار39/84.)

3- پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم می فرمایند : روزی جبرئیل در خدمتم بود که ابي ذر از دور می آمد ،جبرئیل گفت : این ابوذر است که می آید .گفتم به جبرئیل آیا شما ابوذر را می شناسید ؟ عرض کرد یا رسول الله : اباذر در آسمانها مشهورتر از زمین است گفتم چرا گفت: به خاطر تواضعش وزیاد خواندن سوره مبارکه قل هو الله احد .


آيا به جز افراد معاند با دين (در ظاهر مدعي دين!!) احدي ميتواند چنين مطالبي بسرايد!! حديث و سنت ساخته دشمنان پيامبر است.

[6:112] وكذلك جعلنا لكل نبي عدوا شيطين الانس والجن يوحي بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا ولو شاء ربك ما فعلوه فذرهم وما يفترون
[6:112] ما اجازه داده ايم که دشمنان هر پيامبري- شياطين انس و جن- کلمات به ظاهر زيبا به يکديگر الهام کنند تا يکديگر را فريب دهند. اگر پروردگارت مي خواست، آنها چنين نمي کردند. به آنها و سخنان ساختگي شان اعتنا نكن.

تدبير جهان



علی بر روی ابرها پرواز ميکند !
ان الله سخر لعلی السحاب فکان يسير فی الارض شرقا و غربا ( تفسير الميزان جلد ۱۳ - ص ۳۷۲بحار الانوار جلد ۳۹ - ص ۱۳۸)خداوند ابرها را برای علی تسخير كرد و او شرق و غرب زمين را طي مينمود!
- رعدو برق آسمان از تدبير علی است !
قال ابو عبد الله عليه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امير المومنين علی عليه السلام (الاختصاص المفيد ص ۳۲۷ بحار الانوار جلد ۲۷ ص ۳۳ )
ابو عبدالله گفت اين رعد و برق از كيست گفت از از صاحب شما گفت صاحب ما كيست؟ گفت امير مومنان علي

شايد تعجب كنيد كه بگويم دو حديث بالا از كتابهاي معتبر مسلمانان است.مقدسين خود را خدايي در كنار خداي يكتا قرار داده اند. كساني كه مقدسين خود را بزرگ ميكنند هيچوقت احساس آرامش نميكنند.زيرا كه فقط ياد خداست دلها را آرامش ميدهد.

[13:28] الذين ءامنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر الله تطمئن القلوب
[13:28] آنها کساني هستند که با ياد خدا دل هايشان شاد مي شود. مسلما، با ياد خدا دل ها به وجد مي آيند.


اما واقعا دو حديث بالا را با قرآن بسنجيم ببينيم كه چه كسي ابرها را ميگرداند و تدبير رعد و برق دست كيست؟ دست خداست يا علي ؟

[7:57] وهو الذي يرسل الريح بشرا بين يدي رحمته حتى اذا اقلت سحابا ثقالا سقنه لبلد ميت فانزلنا به الماء فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى لعلكم تذكرون
[7:57] اوست که بادهاي نويد بخش را چون رحمتي از دست هايش مي فرستد. هنگامي که بادها ابرهاي گرانبار را جمع مي کنند، ما آنها را به سوي سرزمين هاي مرده مي رانيم و از آن آب فرو مي فرستيم، تا با آن انواع ميوه ها را به عمل آوريم. ما اين چنين مردگان را برمي انگيزيم، باشد که توجه كنند.

[13:12] هو الذي يريكم البرق خوفا وطمعا وينشئ السحاب الثقال
[13:12] اوست که برق آسمان را چون منشايي از بيم و اميد به شما مي نماياند و ابرهاي پربار را پديد مي آورد.

Friday, October 14, 2005

عذاب خدا

بعضي ها فكر ميكنند كه عذاب الهي فقط مربوط به قديم بوده است و حالا ديگر خدا اين كار را نميكند.اما اين اشتباه است زيرا كه عذاب الهي جزو سنت خداست و سنت خدا قابل تغيير نيست. همانطور كه قوم نوح را بوسيله طوفان از بين برد قوم سونامي را در زمان ما هم بوسيله همان عذاب از بين برد . از بين بردن قوم بم هم اخطاري بود براي مردم ايران كه دوباره به سمت خدا بازگردند. اما با كمال تاسف مردم دنيا چندان به اين اخطارها توجهي نميكنند.

[25:36] فقلنا اذهبا الى القوم الذين كذبوا بءايتنا فدمرنهم تدميرا
[25:36] ما گفتيم: "شما دو نفر، نزد قومي که آيات ما را تکذيب کردند، برويد" و پس از آن، تکذيب کنندگان را به کلي نابود کرديم.

[25:37] وقوم نوح لما كذبوا الرسل اغرقنهم وجعلنهم للناس ءاية واعتدنا للظلمين عذابا اليما
[25:37] به همين ترتيب، هنگامي كه قوم نوح به رسولان ايمان نياوردند، آنها را غرق كرديم و نشانه اي براي مردم قرار داديم. ما براي ستمكاران عذابي دردناك آماده كردهايم.

[25:38] و نيز عاد، ثمود، اصحاب رس و نسل هاي بسياري که در اين ميان بودند.
[25:38] وعادا وثمودا واصحب الرس وقرونا بين ذلك كثيرا

[25:39] وكلا ضربنا له الامثل وكلا تبرنا تتبيرا
[25:39] ما براي هر يک از اين گروه ها، پيش از آنکه آنها را هلاک کنيم، به قدر کافي مثال آورديم.

[25:40] ولقد اتوا على القرية التي امطرت مطر السوء افلم يكونوا يرونها بل كانوا لا يرجون نشورا
[25:40] آنها از آن جامعه اي كه باراني شوم بر آنها باريده شد، (سدوم) گذر كرده اند. آيا آن را نديدند؟ واقعيت اين است كه آنها هرگز به رستاخيز ايمان نداشتند.

[5:40] الم تعلم ان الله له ملك السموت والارض يعذب من يشاء ويغفر لمن يشاء والله على كل شيء قدير
[5:40] آيا نمي داني كه خدا صاحب فرمانروايي آسمان ها و زمين است؟ او هر كه را بخواهد، مجازات مي كند و هر كه را بخواهد، مي بخشد. خداست قادر مطلق.

دوستي به من گفت كه نسبت دادن اين وقايع به عذاب الهي نوعي بيرحمي است. اما ما چه بخواهيم و چه نخواهيم همه چيز دست خداست و از كنترل ما انسانها خارج است. ما هم دوست نداريم كه هيچ كجاي دنيا اين بلاها نازل شود . وظيفه اي كه ما در قبال اين حوادث داريم اين است كه از آنها عبرت بگيريم و خود را تصحيح كنيم و دوباره به سمت خدا برگرديم. البته اگر قرار به از بين بردن بود ميبايست 90 درصد دنيا از بين بروند ولي خداي مهربان رحمش اينجا مشخص ميشود كه اين كار را نميكند زيرا كه هر از چند گاهي اين حوادث را مي آفرنيد تا كه ما بيدار شويم و اگر ما در تصحيح خود غفلت كنيم و به سمت خدا توبه نكنيم ممكن است كه نوبت ما هم برسد. بنابراين نبايد به خود مطمئن شد . زلزله هر چايي ممكن است اتفاق بيفتد اگر آن منطقه هم زلزله خيز نباشد خداي قادر توانا با روشي ديگر عذاب خود را نشان ميدهد.در طول تاريخ رسولان خدا مردم را از عذاب الهي ترسانده اند اما مردم به حرفها و اخطارهاي آنان اعتنايي نكرده اند و همچنان غرق در ماديات شده اند. رسولان خدا اخطارهاي مكرري به مردم ميدادند اما مردم همانطور غرق در اعمال شرك آميز خود بوده اند تا اينكه بالاخره خدا عذابش را به آنان نازل ميكند و آنان را از صحنه روزگار محو ميكند.هيچ چيزي براي خدا غير ممكن نيست. پس بايد هر چه زودتر از خواب شرك بيدار شد و الا روزي ميرسد كه ديگر دير است و خدا آنوقت ما را از تاريخ حذف ميكند و مستقيما وارد جهنم ميشويم.


1- يك ساختمان 19 طبقه در زلزله اخير پاكستان با خاك يكسان شده است.

http://www.usn2161.net/margalla.jpg

2- زلزله سونامي



http://www.quran666.org/Earthquake%20Tsunami.pdf

3- زلزله بم

http://www.khoda165.com/786-Bam-Image1.jpg


http://www.khoda165.com/786-Bam-Image5.jpg

Sunday, October 02, 2005

مهدي

مهدي

نظريه مهدي نظريه اي تاريخي اجتماعي است. تقريبا پيروان اكثر اديان و اقوام هركدام براي خود معتقد به منجي هستند. فقط اختلاف در اين است كه هر كدام از اين گروهها خصوصيات متفاوت از ديگري براي مهدي قائلند.يهوديها منتظر مسيح و يا منجي خود هستند. مسيحيها منتظرند كه مسيح دوباره برگردد و آنان را نجات دهد. مسلمانان سنتي هم منتظرند تا كه مهديشان بيايد .حتي سرخپوستهاي امريكا منتظر يكي بودند تا كه آنان را نجات دهد. آنها فكر ميكردند كريستف كلمب نجاتشان ميدهد.حتي بوداييها هم منتظر منجي هستند تا كه آنان را ارتقاء بخشد.محمد رسولخدا در كتاب بوداييان پيش بيني شده است اما آنان هنوز هم منتظر محمد رسول خدا هستند.

به اين ترتيب اكثريت اديان و اقوام منتظر منجي هستند.اما اين منجي ها كيستند و كي ميايند در طول تاريخ حادثه ساز بوده است. يهوديها مسيح را منجي خود ميدانند البته آنان اعتقاد دارند كه مسيح اصلي هنوز ظهور نكرده است و به اين ترتيب آنان پيامبر عيسي را تقلبي و دروغين به حساب مياورند.چيزي كه جالب است اين است كه اين اقوام و اديان منتظرند اما همينكه منجيشان آمد او را رد ميكنند و لقب دروغين به او ميزنند. يهوديها مدتها منتظر مسيح بودند اما همينكه مسيح آمد نه تنها اورا قبول نكردند بلكه اورا به صليب هم كشاندند.از طرف ديگر دو گروه مسيحيان و يهوديان منتظر پيامبر محمد بودند و اورا منجي خود ميدانستند اما همينكه پيامبر محمد ظهور كرد اورا رد كردند همانطور كه در آيه زير بيان شده است.

[2:89] ولما جاءهم كتب من عند الله مصدق لما معهم وكانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به فلعنة الله على الكفرين
[2:89] هنگامي كه اين كتاب آسماني از جانب خدا برايشان آمد، با آنكه با آنچه دارند، مطابقت مي كند و آن را تصديق مي نمايد و آنها هنگام گفتگو با كافران ظهور آن را پيش بيني مي كردند، هنگامي كه پيش بيني خودشان به وقوع پيوست، آن را باور نكردند. كافران اين چنين به لعنت خدا مبتلا مي شوند.

اما واقعا چه سري و رازي در كار است؟
چرا منتظران منجي هيچوقت به قول خود عمل نمي كنند؟

انسانها مدتها منتظرند كه كسي بيايد و آنان را هدايت كند اما همينكه آمد اورا قبول نميكنند. مثل اينكه ردكردن منجي ها رسم است. اما بايد گفت كه اين يك تراژدي عمومي است.اين افراد منتظر در صورت آمدن منجي اورا رسول دروغين مينامند زيرا كه حرفهاي منجي بر طبق گفته آنان نيست! در حقيقت كسي كه اين اديان و اقوام منتظرشند بايد همان دين آنان را تبليغ كند و از آنان دفاع كند والا منجي كاذب است!!!

مثل يهوديها كه مدتها منتظر مسيح بودند اما همينكه مسيح ظهور كرد يهوديها متوجه شدند كه رشته بافته شده آنان بوسيله مسيح دارد به هم ميريزد و با كمال تعجب مشاهده كردند كه مسيح حرفهاي آنان را نميزند و اين درحالي بود كه آنان انتظار داشتند مسيح از آنان دفاع كند . در نتيجه اعلام كردند كه اين مسيح دروغين است و مسيح اصلي هنوز نيامده است.البته مشخص است كه مسيح و منجي آنان هيچوقت نميايد. به همين خاطر اكثر اين اديان آمدن منجي ها را خود به خود به نزديكيهاي قيامت موكول كرده اند زيرا كه تا آنوقت كي ميماند !!!!

در اينجا نتيجه ميگيريم آمدن مهدي (رسول و يا هدايت كننده و راهنما) چيز عجيبي نيست و نميتوان آن را انكار كرد. همانطور كه در آيه زير بيان شده است خداي مهربان قول داده است كه هرچند يك بار براي ما پيغام هدايت بفرستد.

[2:38] قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينكم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون
[2:38] گفتيم: "همگي، از آنجا پايين برويد. هرگاه هدايتي از جانب من براي شما آيد، آنان که از هدايت من پيروي کنند، هيچ ترس و اندوهي نخواهند داشت.

مسلمانان سنتي هم بعد از پيامبر محمد منتظر مهدي هستند كه آنان را هدايت كند (مثل اينكه خود ميدانند هدايت شده نيستند!!) . به گفته كتابهاي حديث اين مهدي در آخر الزمان خواهد آمد و آنان را نجات خواهد داد. مسلمانان سنتي عمدتا به دو گروه بزرگ سني و شيعه تقسيم ميشوند. گروهي از اهل سنت منكر منجي بعد از پيامبر محمد هستند.آنان معتقدند كه محمد رسول خدا آخرين رسول بود و ديگر هيچ راهنمايي بعد از او براي ما نخواهد آمد. گروهي ديگر از اهل سنت معتقدند كه فردي در آخر الزمان متولد شده و دنيا را پر از عدل و داد ميكند.گروه ديگر مسلمانان سنتي به اسم شيعيان با شدتي بسيار بيشتر مهدي را امام زمان اسم نهاده اند و آنان معتقدند كه اين امام زمان متولد يافته و حدود 1200 سال است كه غايب است و در نزديكيهاي قيامت دوباره ظاهر شده و دنيا را مملو از عدل و داد ميكند.اين گروهها خصوصيات عجيب و غريبي براي مهدي قائل شده اند بطوريكه خيلي از اين خصوصيات با عقل جور در نميايد.

يهوديها هم براي منجي خود خصوصيات زيادي ذكر كرده اند خيلي از اين خصوصيات زايده تراوشات ذهني آنان است. بعضي مواقع كينه ها و دلبستگيها و علايق شخصي خود را براي مهدي توصيف كرده اند. به طور مثال يهوديها معتقدند كه منجي آنان تمام كساني را كه با يهود دشمنند را خواهد كشت !! چيزي در حدود دوسوم جمعيت بشر!!

اما همه ديديم كه منجي واقعي آنان عيسي مسيح اين كارها را انجام نداد و بر طبق خيالات يهود عمل نكرد. پس چه رازي در كار است؟ اين نشان ميدهد كه منجی مسلمانان هم به خواب و خيالات مسلمانان عمل نخواهند كرد.
منجيي كه پيروان مذاهب مختلف منتظرشند به طور عجيبي افسانه اي شده است. تجربه به اين فرقه ها آموخته است كه منجي را نبايد قبول كرد مگر چند سال مانده به قيامت , زيرا كه براساس تجربه درك كرده اند كه با رسولان و منجي ها نميتوان سازش كرد و علت آن هم اين است كه رسولان بر وفق مراد منتظران عمل نميكنند و همين مساله باعث شده است كه آمدن هدايت در حال حاضر باب طبعشان نباشد به همين خاطر آمدن هدايت را به چند سال قبل از قيامت موكول كرده اند. و اين حقه بسيار جالبي است زيرا آنان با اين حيله خود را از ترك دين آبا و اجدادي خلاص كرده اند و همچنان ميخواهند كسي به آنان ر اه راست را گوشزد نكند تا نزديكيهاي قيامت. نزديكيهاي قيامت هم كه معلوم نيست و از همه مهمتر در آنموقع آنان اصلا زنده نيستند!!

همانطور كه در آيه زير بيان شده است به عقب انداختن رسولان كار تازه اي نيست بلكه اين از اول هم رسم روزگار بوده است.سوال "آخرين رسول کيست" از صفات مصيبت بار انسان هاست. آنان هميشه از خود ميپرسند كه آخرين رسول كدام است تنها دليلش هم عدم توانايي در ترك دين آبا و اجدادي است.

[40:34] ولقد جاءكم يوسف من قبل بالبينت فما زلتم في شك مما جاءكم به حتى اذا هلك قلتم لن يبعث الله من بعده رسولا كذلك يضل الله من هو مسرف مرتاب

[40:34] پيش از آن هم يوسف با آياتي روشن نزد شما آمده بود، اما شما به شك خود نسبت به پيام او ادامه داديد. سپس، هنگامي كه او مرد، شما گفتيد: "خدا پس از او رسول ديگري نخواهد فرستاد. (او آخرين رسول بود)!"** خدا اين چنين کساني را که از حد تجاوز مي کنند و مرددند، به گمراهي مي فرستد.


[2:87] ولقد ءاتينا موسى الكتب وقفينا من بعده بالرسل وءاتينا عيسى ابن مريم البينت وايدنه بروح القدس افكلما جاءكم رسول بما لا تهوى انفسكم استكبرتم ففريقا كذبتم وفريقا تقتلون

[2:87] ما به موسي كتاب آسماني عطا كرديم و پس از او رسولان ديگري فرستاديم و به عيسي، پسر مريم، معجزاتي آشكار داديم و به وسيله روح القدس از او حمايت كرديم. آيا اين حقيقت ندارد كه هرگاه رسولي با آنچه كه مورد پسند شما نبود برايتان آمد، غرورتان باعث شد كه متكبر شويد؟ بعضي از آنها را تكذيب كرديد و بعضي از آنها را كشتيد.

[14:9] الم ياتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح وعاد وثمود والذين من بعدهم لا يعلمهم الا الله جاءتهم رسلهم بالبينت فردوا ايديهم في افوههم وقالوا انا كفرنا بما ارسلتم به وانا لفي شك مما تدعوننا اليه مريب

[14:9] آيا درباره كساني كه پيش از شما بودند، نشنيدهايد؟ قوم نوح، عاد، ثمود و ديگران كه پس از آنها آمدند و فقط خدا از آنها آگاهي دارد. رسولانشان با مدرک هاي روشن نزد آنها رفتند، اما آنها با اهانت با آنان رفتار کردند و گفتند: "ما به آنچه شما بدان رسالت داريد، ايمان نداريم. در پيام شما ترديد داريم؛ پر از شك."

سوالي كه پيش ميايد اين است كه آيا اين مهدي يك نفر است و يا چندين نفر ؟

نظريات گوناگوني در اين زمينه ارائه شده است اكثر گروههاي شيعه و سني معتقدند كه آن منجي يك نفر است و آن هم در آخر الزمان ميايد. يهوديها هم هنوز منتظر يك نفر به اسم مسيح هستند.اما گروه ديگري از مسلمانان سنتي همچون مولوي و ديگران معتقدند كه منجي و يا مهدي محدود به يك نفر و يا طايفه خاصي نيست و همچنين محدود به زمان معيني نيست. همانطور كه در شعر زير از مولوي چنين مضموني نهفته است.

پس به هـــــر دوری ولیی قایــــــم است تا قـــــیامــــــــــــت آزمـــایش دایم است

هر که را خوی نــــــکو باشـــــد بـــرست هر کسی کو شیشه دل باشد شکست

پس امام حی قایــــــــم آن ولــــی است خواه از نسل عمر، خواه از علـــی است

مهدی و هـــــــادی وی است ای راه جو هـــم نهـان و هــــــم نشسته پیش رو



جالب است كه اكثر اين فرقه ها اعم از مسلمانان و يهوديان و بودايان ومسيحيان و ... از طرف رسول قبلي مژده آمدن رسول بعدي اعلام شده است اما معلوم نيست كه چرا هنوز منجي هيچكدام نيامده است ؟؟؟ مثل اينكه همه منجيها قرار است چند روز مانده به قيامت با هم بيايند!! سوالي كه ممكن است پيش بيايد اين است كه آيا محمد پيامبر خدا منجی را پيش بيني كرده است؟ قبل از جواب دادن به سوال فوق بايد عرض كنم كه نظر قرآن درست برخلاف گروههاي شيعه وسني است.زيرا كه اين گروهها معتقدند پيامبر محمد آخرين رسول خداست. اما قرآن چيز ديگري ميگويد و آن هم اين است كه محمد رسول خدا آخرين نبي بود اما آخرين رسول نبود بلكه رسولاني ديگر بعد از او ظهور خواهند كرد تا كه بر اساس قرآن به مردم هشدار دهند و آنان را از دام شيطان نجات دهند.همين مورد براي گروههاي شيعه وسني قابل هضم نيست. اما اين يك واقعيت است كه پيامبر محمد آخرين نبي بود نه آخرين رسول.

[33:40] ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين وكان الله بكل شيء عليما

[33:40] محمد پدر هيچ يک از مردان شما نبود. او رسول خدا و آخرين پيامبر بود. خدا از همه چيز کاملا آگاه است.

همانطور كه ميبييند خداي مهربان توانا ميفرمايد محمد رسول خدا و آخرين نبي است. براي جزئيات بيشتر در تفاوت بين رسول و نبي به مقاله زير مراجعه شود.

http://users.cjb.net/godisone/msngr.htm

در حقيقت ميتوان نتيجه گرفت كه مهدي (هدايت كننده) همان انتظار براي آمدن رسولان است.زيرا كه خداي مهربان از طريق پيامش ما را هدايت ميكند و پيامش هم از طريق رسولانش بدست ما ميرسد. همانطور كه يهوديها منتظر منجيشان هستند مسلمانان هم منتظر منجيشان هستند كه اين منجي ها رسولان بعد از پيامبر محمد هستند. پيامبر عيسي و محمد هر دو منجي يهوديان هستند پس منجي يك نفر نيست. بنابراين رسولان بعد از مرگ پيامبر محمد يك نفر نيستند بلكه تا قيامت رسولاني ظهور خواهند كرد كه بر اساس قرآن عمل ميكنند. كتاب آسماني همان قرآن است . اين رسولان شريعت جديد نمياورند زيرا كه شريعت جديد در قالب نبي صورت ميگيرد نه رسول.

جالب است كه همانطور كه يهوديها و مسيحيها رسولان منجي خود را رد ميكنند و كردند مسلمانان هم رسولان بعد از پيامبر محمد را رد ميكنند.
خود كتاب قرآن رسولي زنده است براي تمام جهانيان. همانطور كه در آيات زير ذكر شده است قرآن رسولي زنده است براي تمام جهانيان.در صورت عدم وجود رسولان قرآن نقش رسول را ايفا ميكند.خداي متعال نقش محمد رسول خدا را تنها بشارت دهنده و ترساننده (بشيرا و نذيرا)اعلام ميدارد.

[34:28] وما ارسلنك الا كافة للناس بشيرا ونذيرا ولكن اكثر الناس لا يعلمون

[34:28] ما تو را بر همه مردم، به عنوان مژده دهنده و همچنين هشداردهنده فرستاده ايم؛ ولي اكثر مردم نمي دانند.

وظيفه پيامبر محمد همين بود.قرآن هم چنين نقشي را ايفا ميكند.خدا در آيات زيادي كاملا اين موضوع را بيان كرده است. در تمام اوايل سوره ها مخصوصا سوره هاي حواميم از قرآن به عنوان رسول ياد ميكند.

[41:1] حم
[41:2] تنزيل من الرحمن الرحيم
[41:3] كتب فصلت ءايته قرءانا عربيا لقوم يعلمون
[41:4] بشيرا ونذيرا فاعرض اكثرهم فهم لا يسمعون

[41:1] ح. م.*
[41:2] تنزيلي از جانب بخشنده ترين، مهربان ترين.
[41:3] کتابي آسماني که آيات آن با تمام جزئيات بيان شده است، در قرآني عربي، براي مردمي که مي دانند.
[41:4] مژده دهنده و هشداردهنده. اگر چه اكثرشان روي مي گردانند؛ آنها نمي شنوند.


خداي مهربان در 41:4 ميفرمايد كه اين قرآن بشارت دهنده و ترساننده است و اين دقيقا همان نقش رسول است. آيات قبل از آن اعلام ميدارد كه قرآن كتاب كامل و همراه با جزئيات است.هر آنچه كه براي هدايت لازم باشد در قرآن موجود است.

در 57 سوره قرآن در اوايل سوره ها از قرآن به عنوان امام و رسول (هشدار دهنده و مژده دهنده ) ياد شده است.

[18:1] الحمد لله الذي انزل على عبده الكتب ولم يجعل له عوجا
[18:2] قيما لينذر باسا شديدا من لدنه ويبشر المؤمنين الذين يعملون الصلحت ان لهم اجرا حسنا
[18:3] مكثين فيه ابدا
[18:4] وينذر الذين قالوا اتخذ الله ولدا

[18:1] ستايش خدا را كه اين كتاب آسماني را بر بنده خود نازل كرد و آن را بدون نقص قرار داد.
[18:2] (كتابي) كامل، تا از عذاب سخت او هشدار دهد و به مؤمناني كه زندگي پرهيزكارانه اي را در پيش مي گيرند، نويد بخشد كه پاداشي سخاوتمندانه كسب كرده اند.
[18:3] و براي هميشه در آن ماندگارند.
[18:4] و تا هشداري دهنده اي باشد براي آنان که گفتند: "خدا پسري اختيار کرده است!"

همانطور كه دوباره ميبينيد قرآن همان نقش رسول را ايفا ميكند.

[25:1] تبارك الذي نزل الفرقان على عبده ليكون للعلمين نذيرا
[25:1] مباركترين آن يكتايي است كه كتاب قانون را بر بنده اش نازل كرد تا هشداردهنده اي (رسولي) براي همه جهانيان باشد.

بنابراين نظريه كساني كه ميگويند قرآن بدون كتابهاي آشفته حديث قابل فهم نيست رد است زيرا كه قرآن خود رسول است و مثل اين است بگوييم حرفهاي رسول قابل فهم نيست . البته بهانه همه مشركين در طول تاريخ همين بوده است به اين طريق كه ميگفتند ما حرفهاي رسولان را نميفهميم بلكه فقط حرفهاي خود را ميفهميم! و اين همان تراژدي غمناك مشهور تاريخ است.

واضح است رسولاني ديگر نيز خواهند آمد كه بر اساس قرآن به مردم هشدار خواهند داد.آن امام زماني (مهدي شيعيان) كه شيعيان منتظار او هستند در حقيقت همان قرآن است اما خود خبر ندارند.زيرا كه قرآن رسولي زنده است براي تمام ادوار. اما با كمال تاسف مسلمانان سنتي كتاب قرآن را ترك كرده و دنبال كتابهاي حديث رفته اند و اين تخلف بسيار بزرگي است كه برعليه قرآن كتاب خدا انجام شده است.خدا در آيه اي از قرآن اعلام ميدارد كه تورات امام يهوديها بود. بر همين منوال قرآن هم امام مسلمانان بايد باشد.

[11:17] افمن كان على بينة من ربه ويتلوه شاهد منه ومن قبله كتب موسى اماما ورحمة اولئك يؤمنون به ومن يكفر به من الاحزاب فالنار موعده فلا تك في مرية منه انه الحق من ربك ولكن اكثر الناس لا يؤمنون

[11:17] و اما آنان كه از جانب پروردگارشان مدرکي* محكم دريافت كرده اند كه به وسيله شاهدي از جانب او گزارش داده شده است و پيش از آن كتاب موسي امام و رحمتي شده است،** قطعا ايمان خواهند آورد. و اما در ميان گروههاي مختلف كساني كه ايمان نميآورند، دوزخ در انتظار آنهاست. شكي به خود راه نده؛ اين حقيقتي است از جانب پروردگار تو، اما اكثر مردم باور ندارند.


تنها يك دليل براي رد كردن رسولان خدا وجود دارد و آن هم ماندن بر دين آبا و اجدادي است.همين حالا اگر مهدي يهوديها ظهور كند اورا خواهند كشت همانطور كه كشتند. اگر مهدي مسلمانان سنتي همين حالا ظهور كند مسلمانان سنتي اورا سنگسار خواهند كرد. زيرا كه مهدي مطمئنا و صددرصد كتابهاي حديث را منع ميكند و عقيده آبا و اجداديشان را رد ميكند. اين گروهها بايد آنقدر منتظر باشند تا كه علف زير پايشان سبز شود.

اين نظريه شباهت عجيبي به مهدي موعود يهوديان دارد . يهوديان منتظر مردي از آل داوود هستند (پيامبر مسيح از آل داوود بود) كه تمام دنيا را در خدمت يهود قرار خواهد داد. يهوديان در جنگ با ملتهاي ديگر خواهند بود تا كه مسيحشان قيام كند.يهوديان پراكنده را جمع ميكند اين تجمع شامل مردگان هم ميشود!

خصوصيات مسيح يهوديان:

1- مسيح با زبان عبري حرف ميزند
2- جمع نمودن يهوديها در يكجا
3- شكنجه مرده ها !!!
4- محاكمه ملتهاي ديگر كه با يهود نساخته اند.
5- كشتن دوسوم مردم جهان
6- قيام مسيح يهوديها با تابوت يهود
7- مسيح يهود و حكم خاندان داوود
8- مسيح به كتابي نو و حكمي نو دعوت ميكند

خصويات امام زمان یا مهدی كه در كتابهاي حديث ذكر شده است:

1- امام زمان با زبان عبري خدا را ميخواند (در حالي كه بر طبق گفته کتابهای حدیث امام زمان عرب است)
2- جمع نمودن شيعيان در يكجا
3- امام زمان و شكنجه مرده ها مخصوصا مرده هاي قريش !!!
4- امام زمان و قتل اعراب مخصوصا قريش
5- كشتن دوسوم مردم جهان
6- قيام امام زمان همراه تابوت يهود (چرا تابوت يهود !؟)
7- امام زمان و حكم خاندان داوود (چرا خاندان داوود !؟)
8- امام زمان و دعوت به كتابي نو و ديني نو و حكمي جديد (پس قرآن چي ميشود ؟)

همانطور كه ميبينيد اين ايده خيلي تابلو از ايده يهوديت كپي شده است.ديگر جايي براي بحث نمانده است.حالا شما خود قضاوت كنيد كه منجي موعود يهوديان چند شرط از شروط بالا را به انجام رسانيد؟ آيا انتظار داريد كه مهدي خواب و خيالات مسلمانان را به انجام برساند!!؟

خداي مهربان بعد از مرگ پيامبر محمد رسولاني ديگر فرستاده و ميفرستد (همانند رسول ميثاق رشاد خليفه) كه پيغام يكتاپرستي را براساس قرآن تبليغ خواهند كرد. فرقه هاي مسيحي و يهودي و مسلمانان سنتي رسولان زنده خدا را رد ميكنند و با كمال تعجب همچنان منتظر آمدن منجي هستند. هنوز متوجه نيستند كه منجي آنان همان رسولان خدا هستند . منجي ها فقط دين خدا را تبليغ ميكنند نه كار ديگري.خدا هيچ ملتي را تغيير نخواهد داد مگر اينكه به حرف رسولانشان گوش دهند و تغييري در خود بوجود آورند.آب در كوزه و ما همچنان تشنه لبان دنبال آب هستيم.

[13:11] له معقبت من بين يديه ومن خلفه يحفظونه من امر الله ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم واذا اراد الله بقوم سوءا فلا مرد له وما لهم من دونه من وال
[13:11] ( فرشتگان) براي آنكه در کنار هر يک از شما باشند، نوبت عوض مي كنند- ايشان مقابل شما و پشت سر شما هستند. آنها با شما مي مانند و طبق فرمان خدا از شما محافظت مي كنند. بنابراين، خدا وضعيت هيچ مردمي را تغيير نمي دهد، مگر آنكه خودشان تصميم بگيرند عوض شوند. اگر خدا هرگونه سختي براي مردم بخواهد، هيچ نيرويي نمي تواند آن را متوقف سازد، زيرا آنها هيچ كس را غير از او به عنوان مولا و سرور ندارند.

امام زمان قرآن است و مهدی هم رسولان خدا بعد از پیامبر محمد هستند.

666=قرآن=امام زمان

666=مهدی = رسولان خدا بعد از پیامبر محمد = مردان خدا


Wednesday, September 14, 2005

پيروي از حديث يعني پيروي از شيطان

پيروي از حديث يعني پيروي از شيطان:

معمولا در كتابهاي حديث بحث سند و سلسله و طريق حديث مطرح است.مثلا ميگويند سبيل يا سلسله اين حديث از فلان بن فلان بنت فلان بن فلان عن فلان بن فلان ... است.گاهي سبيل (طريقه) يك حديث تا ده سلسله هم ميرسد.حالا به آيه زير نگاه كنيد تا مشاهده كنيد كه خداي مهربان تمام اين موارد را پيش بيني كرده است. خداي قادر مهربان در آيه زير گفته است كه از راه راست من پيروي كنيد در ادامه ميفرمايد كه از اين سبيل و آن سبيل پيروي نكنيد.خداي مهربان يك راه مستقيم دارد و آن هم قرآن است.راه خدا مستقيم است فلان بن فلان بن فلان عن فلان ندارد.راههاي خدا همه اش در قرآن است.بعد از كتاب خدا به چه كتابي ايمان مياوريد؟ راه خدا مستقيم مستقيم است فلان بن فلان عن فلان ندارد.نبايد بين رسولان فرق گذاشت بايد به همه آنان ايمان آورد. همه آنها به طرف خدا دعوت ميكرده اند.هيچكدام به طرف خود دعوت نكرده اند. هيچ رسولي نگفته كه روزانه من را ذكر كنيد به جاي خدا .

[6:153] وان هذا صرطي مستقيما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصكم به لعلكم تتقون
[6:153] اين است راه من- راهي مستقيم. از آن پيروي كنيد و از راه هاي ديگر پيروي نكنيد، تا مبادا شما را از راه او منحرف سازند. اينها فرمان هاي اوست بر شما، باشد كه نجات يابيد.

در آيه اي ديگر ميفرمايد شيطان در راه راست براي شما كمين ميكند و شما را به سبيلها و طرق ديگر راهنمايي ميكند. حديث دقيقا همان كمين شيطان است كه ما را گمراه كرده است.

[7:16] قال فبما اغويتني لاقعدن لهم صرطك المستقيم
[7:16] او گفت: "از آنجايى كه تو خواستى گمراه شوم،* من در راه مستقيم تو در كمين آنها خواهم نشست.

خنك آن كس كه مثل سگ زندگي كند!!!!

خنك آن كس كه مثل سگ زندگي كند!!!!

جمله بالا حديثي است منسوب به علي بن ابيطالب كه در يكي از سايتها ذكر شده بود. همانطور كه ميبينيد احاديث مسلمانان را به طور كامل گمراه كرده است. متاسفانه در طول تاريخ خروارها حديث به علي نسبت داده شده است. در حالي كه او اينها را نگفته است. براي مثال به تاپيك زير مراجعه كنيد:

http://www.persiantalk.com/viewposts.asp?post_id=38788&group_id=16&action=post

دوستان عزيز اين همان منبع دوم اسلام است !!!
آيا حيف نيست كه كتاب قرآن را كنار گذاشته و به اين جمله هاي بي سر و ته چسبيده ايم؟


غلو


غلو

پيروان حديث و سنت صراحتا به پرستش مقدسين خود ميپردازند. غلو شاخ و دم ندارد. براي مثال به تاپيك زير مراجعه شود تا ببينيد چه خبره !

http://www.persiantalk.com/viewposts.asp?post_id=37867&group_id=16&action=post&page=1

خيلي راحت به پرستش مقدسين خود ميپردازند.همانطور كه ميبينيد تمام فكر و ذكرشان علي و فاطمه است. براي ذكر علي و فاطمه ثواب تعيين كرده اند.اشهد ان فاطمه بنت رسول الله را هم به اذان اضافه كرده اند.بطوريكه تعداد جملات اذان در حال حاضر (شهريور سال 84 )از 20 جمله هم داره بالا ميزنه.
دوستان عزيز مذاهب مسلمان با همين افراط و تفريطها بوجود آمده است. شيعه آمده يك حديث راجع به علي و فاطمه ساخته . سني ها هم براي اينكه كم نيارند آنها هم جمله اي براي مقدسين خود ساخته اند. رقابت در كفر و بتپرستي !!!!
شما خود قضاوت كنيد كه آيا اعتماد به اين كتب حديث ممكن است؟؟؟

آيا درست است كه ما كتاب قرآن را ترك كرده و رو به اين اراجيف آورده ايم؟

Sunday, September 11, 2005

اسوه بودن پيامبر


در يكي از گفتمانها بحث حديث مطرح شد. شما اگر به پيروان حديث بگوييد فقط از قرآن پيروي كنيد نه احاديث. فورا در جواب ميگويند كه اگر ما حديث را دور بيندازيم پس چطوري از رسول پيروي كنيم؟!! در ادامه ميگويند كه مگر خدا خودش نگفته رسول براي شما اسوه است.

اين اولين سوالي است كه به ذهنشان ميرسد.

مشكلي كه در اين سوال مطرح است اينه كه اين افراد فكر ميكنند پيروي از رسول يعني پيروي از كتابهاي حديث.
آنها فكر ميكنند قرآن نماينده خداست و رسول نماينده حديث!
بعد از مدتي ديگر اولين سوالي كه مطرح كردند اين بود اگر كتابهاي حديث نباشد پس ما چطوري نماز بخوانيم؟
اما من به آنها فرصت زيادي دادم كه فقط يك حديث راجع به تعداد ركعتهاي نماز ارائه دهند. با كمال تاسف نتوانستند.زيرا كه آنها خبر نداشتند كه حتي يك حديث راجع به تعداد ركعات نماز موجود نيست چه برسد به نماز خواندن! اگر احاديثي هم هست اصلا طريقه نماز خواندن را اعلام نميكند بلكه بيشتر كفر و بت پرستي است مثلا اينكه در نماز خواندن چند بار اسم محمد را ذكر كني ثوابش بيشتر است.تمام احاديثي كه راجع به نماز خواندن ذكر شده است را كنار هم بگذاريد يك هشتم نماز خواندن را هم بدست نمياوري.
بعد كه در آوردن احاديثي در مورد انجام نماز و تعداد ركعات نماز درماندند شروع كردند به بهانه گيري. مثلا ميگفتند با رد حديث در حقيقت ما تاريخ را منكر شده ايم! ميگفتند با رد حديث ما منكر نبوت محمد رسول خدا شده ايم و...!!!
جواب اين است كه :آيا با توجه به اينكه اكثر پيامبران كتاب حديثي از آنان برجاي نمانده است نبوتشان زير سوال رفته است؟آيا كتاب قرآن براي اثبات نبوت محمد رسول خدا كافي نيست؟مگر در كتب حديث چه چيزي نوشته شده است كه نبوت را اثبات ميكند؟
در ضمن ما تاريخ را انكار نميكنيم. اما اين واقعيته كه كتابهاي حديث تاريخ نيست. زيرا كه كتابهاي حديث پر از ضد و نقيضه. شما نميتوانيد يك كتاب تاريخي پيدا كنيد كه به اندازه هاي كتب حديث ضد و نقيض داشته باشد.يك كتاب تاريخي يك تفكر خاص بر آن حاكم است. آدم ميتواند در نوشته هايش قضاوت كند. اما كتب حديث درهم است و به اندازه راويان حديث تفكر برآن حاكم است.شما هر نظري را در يك كتاب تاريخي نميتوانيد پيدا كنيد اما در يك كتاب حديث تقريبا تمام نظرات از تمام جهات موجود است!!

اما چرا آنها پيروي از رسول را به حديث و پيروي از خدا را به قرآن تعبير ميكنند؟
اشتباه اين گروه همين است . مگر پيامبر محمد قرآن را نياورده است. خدا كه خودش پايين نيامده تا كه قرآن را براي مردم بخواند بلكه اين كار از طريق رسول خدا انجام شده است.در ثاني خدا خودش گفته كه ابراهيم براي ما اسوه است. حال سوال اينجاست كه ما بعد از 7000 سال چطوري ابراهيم را اسوه خود قرار دهيم در حالي كه هيچ كتابي از او برجاي نمانده است؟ مطمئنا خدا دستور بيهوده صادر نميكند.

آيه يك:

[60:4] قد كانت لكم اسوة حسنة في ابرهيم والذين معه اذ قالوا لقومهم انا برءؤا منكم ومما تعبدون من دون الله كفرنا بكم وبدا بيننا وبينكم العدوة والبغضاء ابدا حتى تؤمنوا بالله وحده الا قول ابرهيم لابيه لاستغفرن لك ومآ املك لك من الله من شيء ربنا عليك توكلنا واليك انبنا واليك المصير
[60:4] ابراهيم و همراهانش براي شما سرمشق خوبي هستند. آنها به قومشان گفتند: "ما شما و بت هايي را كه در كنار خدا مي پرستيد، طرد مي كنيم. ما شما را علنا محكوم مي نماييم و تا زماني كه تنها به خدا ايمان نياوريد،* از ما جز تنفر و عداوت چيزي نخواهيد ديد." اگرچه، ابراهيم اشتباه کرد هنگامي كه به پدرش گفت: "من براي بخشش تو دعا خواهم كرد، ** ولي من هيچ قدرتي براي محافظت تو در مقابل خدا ندارم." "پروردگار ما، ما به تو توكل مي كنيم و تسليم تو هستيم؛ سرنوشت نهايي به سوي توست.

آيه دو:

[60:6] لقد كان لكم فيهم اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله واليوم الاءخر ومن يتول فان الله هو الغني الحميد
[60:6] آنها مثال خوبي هستند براي كساني كه در جستجوي خدا و روز آخرند. و اما كساني كه روي برمي گردانند، خدا نيازي به (آنها) ندارد، اوست ستوده ترين.


خداي مهربان همين آيه را براي محمد رسول خدا تكرار كرده است:
[33:21] لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة لمن كان يرجوا الله واليوم الاءخر وذكر الله كثيرا
[33:21] رسول خدا مثال خوبي است براي آن عده از شما كه در جستجوي خدا و روز آخر هستند و مدام به خدا فكر مي كنند.

پس معلوم ميشود كه پيروي از رسول به معناي پيروي از كتب حديث نيست.زيرا كه كتاب حديثي از ابراهيم برجاي نمانده است تا كه ما براساس آن از ابراهيم پيروي كنيم و اورا الگوي خود قرار دهيم.

خواندن خدا

آيا خداي مهربان دستور داده است كه ما از طريق كسي ديگر اورا بخوانيم؟

آيا اگر مثلا كسي با انگشتش به ماه اشاره كند و به ما بگويد نگاه كنيد ما بايد به انگشت او نگاه كنيم يا به ماه. هدف از عبادت ياد و ذكر خداي متعال است نه ياد و ذكر كسي ديگر. بنابراين اگر به شما گفتند بياييد از طريق افرادي مثل عيسي مريم محمد حسين علي فاطمه خدا را عبادت كنيم. اين صراحتا و به وضوح عبادت غير خداست.اگر به شما گفتند بياييد از طريق نزديك شدن و دلبستن به محمد عيسي و يا مال دنيا و ... به خدا نزديك شويم بدانيد كه براي خداي خود شريك قرار داده ايد.

اگر كسي به شما گفت بيا برويم به مزار فلان كس و با وسيله قرار دادن او از خدا كمك بخواهيم.در اين حالت صراحتا خداي مهربان را فراموش كرده و رو به غير خدا آورده ايم. زيرا كه هدف از عبادت ونيايش خواندن فقط خداست نه كسي ديگر. وسيله قراردادن بهانه اي است براي اينكه در اين بين خدا فراموش شود. اين حيله تازگي ندارد. تمام طول تاريخ اينجوري بوده است.

شيطان قول داده است كه از راههاي خيلي ساده اكثريت مارا گمراه كند. او قولش را به تحقق ميرساند.

آيا درست است كه در شبانه روز 30 بار در فكر محمد و يا حسين باشيم و يك بار در فكر خدا؟

دوست عزيز:

اگر در طول روز بيشتر فكر و ذكر شما حسين است بدانيد كه اورا شريك خدا قرار داده ايد.
آيا هيچ پيامبري به پيروانش دستور داده است كه بعد از مرگ او مراسم روزانه برايش ترتيب دهند؟ آيا شما پيامبري در طول تاريخ سراغ داريد؟

[21:25] وما ارسلنا من قبلك من رسول الا نوحي اليه انه لا اله الا انا فاعبدون
[21:25] ما پيش از تو هيچ رسولي نفرستاديم مگر با اين وحي: "غير از من خدايي نيست؛ تنها مرا بپرستيد."

دوست عزيز آن چيز و يا آنكس كه بيشتر در فكر شما تقدس دارد خداي شماست.
بنابراين اگر شما بيستر روز دل به دارايي و ماشين خود بسته ايد بدانيد كه شريك براي خدا قرار داده ايد!!
اگر شما بيشتر روز دل به محمد و عيسي و حسين و علي بسته ايد بدانيد كه آنان را شريك خداي متعال قرار داده ايد!!
دلبستن به مال دنيا شما را به خدا نزديك نميكند.بلكه چطوري استفاده كردن از مال دنيا شايد براي شما فايده اي داشته باشد و در آخرت همين مال دنيا ذخيره اي براي شما باشد.
همانطور هم دلبستن به عيسي و محمد وعلي و حسين شما را به خدا نزديك نميكند.شما اگر راست ميگوييد بهتر است به حرفهاي آنان گوش كنيد و فقط خدا را پرستش كنيد.

دوستان عزيز هر چيزي را بايد از طريقي استفاده كرد. مثلا كتاب قرآن براي خواندن و فكر كردن است. خود جلد كتاب قرآن كه شامل چندين برگ كاغذ است ما را نميتواند كمك كند. خدا براي هر كاري راهي قرار داده است. ما فقط از طريق خواندن و فكر كردن ميتوانيم از قرآن استفاده كنيم. آيا كاغذ قرآن ميتواند ما را از مشكلات نجات دهد؟ مطمئنا نه!همانطور پيامبران هم وظيفه اي داشتند كه آن را ابلاغ كردند. وظيفه پيامبر محمد نذارت و بشارت بود. وظيفه او ابلاغ قرآن بود. اما اگر بخواهيم چيزهاي ديگري را به او نسبت دهيم اشتباه ميكنيم. مثلا از پيامبر محمد نميتوان انتظار داشت كه دعاهاي مارا استجابت كند. پيامبر محمد براي اين نيامده است كه ما او را بخوانيم به جاي خدا ! زيرا كه اين وظيفه او نيست. او رسولي بود مثل رسولان ديگر.هر رسولي را وظيفه اي است.خداي مهربان عبادت را فقط به خودش اختصاص داده است نه كسي ديگر. شما نميتوانيد يك آيه ارائه دهيد كه خدا فرموده باشد كه محمد رسول خدا و يا عيسي جوابگوي دعاهاي شما خواهند بود. واسطه بودن اين افراد چيزي جز حيله شيطان نيست. فكر ميكنيد كه اقوام پيش از ما پيامبران و مقدسين خود را پرستش ميكردند. شما يك لحظه فكر كنيد چرا هميشه بعد از مرگ پيامبران و مقدسين اين افراد بت ميشوند؟آيا فكر نميكنيد كه شيطان دارد همان حيله هاي قدمي را بر روي ما اجرا ميكند؟آيا شما ميتوانيد دل از اين شخصيتها بكنيد و دوباره خدا محور باشيد؟فكر ميكنيد توسل به چه معناست؟اينكه ما بياييم از محمد ويا علي در خواست كمك كنيم و فكر كنيم خدا از اين طريق به ما جواب ميدهد زيرا كه ما آنان را وسيله قرار داده ايم!!!!آيا ميدانيد كه چه مضراتي از اين پديد ميايد؟ شما تصور كنيد چنين جامعه اي كه به حيله هاي مختلف از عبادت مستقيم خدا سر باز ميزند ميتواند درست شود؟ اگر ما با خدا راست نباشيم آيا خدا هم شرايط ما را بهتر خواهد كرد؟ مطمئنا نه؟؟

[5:35] يايها الذين ءامنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيلة وجهدوا في سبيله لعلكم تفلحون
[5:35] اي كساني كه ايمان داريد، هيبت و حرمت خدا را ارج نهيد و در جستجوي راه و روشي به سوي او باشيد و در راه او بكوشيد تا موفق شويد.

خداي مهربان در آيه بالايي دستور ميدهد كه در جستجوي راه و روشي به سوي خدا باشيم. خدا نگفته است وسيله را بخوانيد بلكه گفته وسيله را بجوييد. اين وسيله ميتواند عبادت خيرات علم و ... باشد.

پرهيزگاراني را که ما بت خود قرار ميدهيم، خودشان به درگاه خدا دعا مي کردند

[17:57] اولئك الذين يدعون يبتغون الى ربهم الوسيلة ايهم اقرب ويرجون رحمته ويخافون عذابه ان عذاب ربك كان محذورا
[17:57] حتي معبوداني که آنها مي خوانند خودشان در جستجوي راه و وسيله اي به سوي پروردگارشان هستند. آنها براي رحمت او دست به دعا برمي دارند و از عذاب او مي ترسند. مطمئنا، عذاب پروردگارت وحشتناك است.

Thursday, September 01, 2005

رك و راست

رك و راست

چندي پيش با چند تن از سنتگرايان راجع به قرآن و سنت بحث كرديم. همانطور كه ميدانيد اينان آنقدر به احاديثشان دلبسته اند كه دل كندن از احاديث براي آنان غير ممكن است.واقعا فقط خداست كه هدايت ميكند. سنت خدا براين است كه هميشه وحي را به صورت كتاب فرو ميفرستد نه به صورتي ديگر. سنت خدا قابل تغيير نيست.خدا وحي آسماني را برعهده شايعه سازان نميگذارد. امروز كساني هستند كه اگر بگوييد جعفر صادق و شافعي خود منتقد حديث بوده اند. در جواب ميگويند كه اگر جمع آوري حديث درست نبوده است پس چرا اينها اعتراض نكردند ؟در جواب بايد گفت كه مشكل جمع آوري حديث نيست بلكه مشكل قراردادن كتاب ديگري در كنار كتاب خداست. بعضي از افراد آن زمان تصميم به جمع آوري حديث (شايعه) كردند (مثل روزنامه ها در زمان ما). ولي در هر حالت منبع دين ما فقط قرآن است و روزنامه هاي قديم را منبع دين خود قرار نميدهيم. نكته مهم در بحث با آنان اين است كه در حين فهميدن خود را به كوچه علي چپ ميزنند. آنان احاديث زيادي در مورد سران مذهب خود نقل ميكنند. خدا را فراموش كرده اند. هنوز نميدانند كه محمد هم ميبايست طبق قرآن عمل ميكرد !! اين جيزي است كه براي آنان قابل هضم نيست. حرفهايشان كاملا ديد رقابتي بين گروههاي مختلف در جمع حديث را روشن ميكند. فرقه گرائي در قرن چهارم كار را به جائي كشاند كه در مورد جواز نكاح شافعي با حنفي و جعفري با مالكي صحبت ميشد. كلمه حديث 18 دفعه در قرآن ذكر شده است كه هيچ كدام به سنت محمد اشاره ندارد چه برسد به سنت اهل بيت. اگر سنت محمد لازم بود پس چرا براي نمونه يكدفعه به آن اشاره نشده است؟؟؟ اين سوالي است كه پيروان حديث تا روز قيامت نميتوانند جواب دهند. سنجش احاديث با رجال و اسناد تا حالا هيچ كاري نكرده است و هر فرقه اي حرفهاي خود را ميزند و چيزي به علم پيروان حديث نيفزوده است. هيچگاه در قرآن كلمه حديث كنار محمد و يا رسول نيامده است. اطاعت از محمد به معناي اطاعت از دو منبع مختلف نيست . آيا خدا ميخواهد كه در ما دوگانگي بوجود آورد؟ خدا اين كتاب را نازل كرده است كه ما را از سر در گمي نجات دهد. نه اين كه مارا فرقه فرقه كند.

آيا حرفي كه سراست (قرآن) است بهتر است يا حرفي كه در چندين شكل (حديث) موجود است؟

[39:29] ضرب الله مثلا رجلا فيه شركاء متشكسون ورجلا سلما لرجل هل يستويان مثلا الحمد لله بل اكثرهم لا يعلمون

[39:29] خدا مردي را مثال مي زند كه با شركايي سر و كار دارد كه با يكديگر اختلاف دارند (حديث)، در مقايسه با مردي كه فقط با يك منبع هماهنگ و باثبات (قرآن) سرو كار دارد. آيا آنها يكسان هستند؟ ستايش خدا را؛ اكثر آنها نمي دانند.

آيا يك چيز حتمي (قرآن) و يك چيز غير حتمي (حديث) مساوي است؟

[11:24] مثل الفريقين كالاعمى والاصم والبصير والسميع هل يستويان مثلا افلا تذكرون
[11:24] مثال اين دو گروه مانند مقايسه كور و كر است با بينا و شنوا. آيا آنها برابرند؟ آيا توجه نمي كنيد؟

آيا وقت آن نرسيده است كه دلهايمان نرم شود؟
آيا ارزش دارد كه به خاطر تعصبات فرقه اي آخرتمان را خراب كنيم؟
چرا اينقدر به اين دنيا دلخوش كرده ايم ؟
آيا خدا قادر نيست در يك چشم به هم زدن مارا نابود كند؟
آيا ما خود را نيرويي در مقابل خدا ميپنداريم ؟
آيا جراتش را داريم كه صراحتا كتاب خدا را قبول كنيم و دست از سر كتابهاي حديث برداريم؟
مگر نه اين است كه لحظه به لحظه زندگي ما در دست خداست؟
مگر نه اين است كه همه چيز تحت كنترل خداست و بدون خواست او مشكلي براي كسي بوجود نميايد.
خدا هميشه افراد مخلص را نجات ميدهد.
شما چقدر به خدا ايمان داريد كه خود را طرفدار كتابهاي حديث معرفي ميكنيد؟
پس بياييد اخلاص خود نسبت به خدا را نشان دهيم و در اولين قدم دست از تعصبات مادرزادي برداريم.مطمنا خدا مارا محفوظ خواهد كرد
.

[57:16] الم يان للذين ءامنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله وما نزل من الحق ولا يكونوا كالذين اوتوا الكتب من قبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم وكثير منهم فسقون
[57:16] آيا هنگام آن نرسيده است تا كساني كه ايمان آوردند، قلبشان را براي پيام خدا و حقيقتي كه در اين نازل شده است، بگشايند؟ آنها نبايد مانند پيروان كتاب آسماني پيشين باشند كه قلبشان به مرور زمان سخت شد و درنتيجه، بسياري از آنها ستمكار شدند.







Thursday, May 19, 2005

متن قرآن

متن قرآن

متاسفانه بعضي از قرآنهاي چاپ عربستان سعودي و ايران و بعضي كشورهاي ديگر مشكل دارد و با نسخه عثمان طه اصلا هماهنگي ندارد. متن آيه چاپ شده عرستان سعودي كه يكي از دوستان فرستاده بودند را در لينك زير ذكر ميكنم .اين آيه مربوط به آيه 7:96 است كه در چاپ اين قرآن اصلا حرف همزه در نظر گرفته نشده است. و اين خود به نوعي تحريف قرآن است.زيرا كه حتي كم شدن يك همزه هم معجزه رياضي قرآن را به هم ميريزد.

www.sharemation.com/godisone/saudia_7_96.gif?uniq=-brsele

اما متن صحيح آيه به شكل زير است:

http://www.submission.org/efarsi/arabic/Surat7_files/7_96.gif

متن اصلي قرآن كه مطابق نسخه اوليه قرآن است در فايل زير قرار دارد اين فايل به صورت متن ساده است و شامل تمام حرفها و همزه ها موجود ميباشد.

www.sharemation.com/godisone/666.zip?uniq=-brsele



چطوري بايد خدا را خواند؟

چطوري بايد خدا را خواند؟

رسمي كه در جامعه ما برقرار است استفاده "يا الله" به جاي سلام و خداحافظي است. و اين بر خلاف آيه قرآن است. زيرا خدا را بايد با حالت خشوع و خفي خواند نه با فرياد . يا الله گفتن نوعي عبادت است نه اينكه براي سلام و خداحافظي استفاده شود.

بعضي از افراد كلمه الله را سي چهل دفعه پشت سر هم تكرار ميكنند و اين به نوعي شبيه دادزدن است و اين برخلاف آيات قرآني است.

[7:55] ادعوا ربكم تضرعا وخفية انه لا يحب المعتدين

[7:205] واذكر ربك في نفسك تضرعا وخيفة ودون الجهر من القول بالغدو والاءصال ولا تكن من الغفلين

Sunday, May 15, 2005

وهابيت

وهابيت

اين روزها هرجا بگوييد فقط خدارا پرستش كنيد فورا به تو ميگويند كه وهابي هستي. اما واقعا وهابيت چيست؟

وهابيت مسلك رايج در عرستان است( شايد خود آنان خود را وهابيت ننامند). اما به طور خلاصه خصوصيات وهابيت را در زير ذكر ميكنيم تا كه به حيله هاي شيطان پي ببريم.وهابيت حيله شيطان بود براي بيزار كردن مردم جهان از يكتاپرستي.

1- وهابيها فكر ميكنند كه فقط خدا را پرستش ميكنند. اما با قراردادن كتابهاي حديث در كنار كتاب خدا دچار شرك شده اند. فرقي كه آنان با مسلمانان عادي دارند اين است كه مسلمانان عادي شركاي فراواني دارند اما اين گروه تعداد شركا را به محمد و كتابهاي حديث و صحابه محدود كرده اند.

2- اصل مهمي كه علماي آنان در مدينه به آن باور عميقي دارند اين است كه :
" نبايد هيچ كس و هيچ چيزي را شريك خدا قرار دهيم مگر اينكه در كتابهاي حديث به آن اجازه داده شده باشد و يا اينكه صحابه آن را انجام داده باشند ! "

3- در مكه و مدينه اگر كسي طوري خوابيده باشد كه با سنت محمد موافقت نداشته باشد با چوب و چماق بيدارش ميكنند! ببينيد واقعا مدعيان توحيد خود در چاه عميق ضلالت به سر ميبرند!!

4- با توجيه نادرست جهاد در راه خدا اسلام را به عنوان ديني ترور پرور معرفي ميكنند. در اين مورد گروههاي تروريست فراواني مثل بنلادن و طالبان و .... به جهانيان تحويل داده اند. در مكتب آنان جهاد = ترور است. و اين در حالي است كه تمام جنگهاي پيامبر به خاطر دفاع از خود بوده است. به آيه زير نگاه كنيد :

[9:13] الا تقتلون قوما نكثوا ايمنهم وهموا باخراج الرسول وهم بدءوكم اول مرة اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان كنتم مؤمنين

[9:13] آيا با مردمي که پيمان خود را شکستند و سعي کردند رسول را بيرون کنند و جنگ را آغاز کردند، نمي جنگيد؟ آيا از آنها مي ترسيد؟ بايد از خدا بترسيد، اگر مؤمن هستيد.


5- تعداد زيادي از علماي آنان در مدينه آنچنان به احاديث معتقدند كه هنوز بر اين باورند (با اين همه پيشرفت و اين همه سفينه هاي فضايي) كه زمين روي نهنگ بزرگي بنا شده است.

6- 38 نفر از علماي برجسته آنان طي يك جلسه چند ساعته قادر به شمارش تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم نبودند. همانطور كه ميبينيد مدعيان توحيد از بزرگترين موانع فهم آيات قرآن هستند.

7- با كمال تعجب ادعاي يكتاپرستي ميكنند و در عين حال به كتابهاي حديثشان چسبيده اند و كتابهاي حديث را شريك خداي يكتا قرار داده اند.

8- تعدادي از آنان هنوز در خواب جنگهاي صليبي هستند و با اين حربه به عمليات تروريستي دست ميزنند. هر چيزي را كه اسم مسيحيت روي آن باشد را دشمن ميپندارند.

ادامه دارد .....

پيام شيعه وسني به تمام جهانيان


پيروان اهل كتاب (فرقه هاي شيعه وسني ) پيامي مهم براي تمام جهانيان دارند كه در زير ذكر ميشود:

" نبايد هيچ كس و هيچ چيزي را شريك خدا قرار دهيم مگر اينكه در كتابهاي حديث به آن اجازه داده شده باشد ! "

اصل بالا از اصول فرقه اي مسلم شيعه وسني است. من اين اصل را اصل فرقه اي مينامم . جالب است كه نظرات اختصاصي شيعيان در كتابهاي مقدس اهل سنت (مثل بخاري) و نظرات اختصاصي سنيها هم در كتابهاي مقدس شيعيان (اصول كافي) يافت ميشود. شما خود ميتوانيد در اين مورد تحقيق كنيد تا به نتيجه برسيد.

مثلا در لينك زير در باب شفاعت سعي شده است كه اصل بالا رعايت شود. و پرستش مقدسين توجيه شود.

http://www.rahpouyan.com/forum/topic.asp?TOPIC_ID=1899

همچنين در لينك زير من مقاله اي تحت عنوان "صلوات فرستادن" نوشتم كه جوابهاي داده شده را در زير ملاحظه بفرماييد.كساني اين جوابها را داده اند كه ادعاي يكتاپرستي دارند. به طور خيلي ساده ملاحظه ميكنيد كه اصل فرقه اي در مورد مدعيان توحيد هم صدق ميكند.

http://www.sonnat.org/articlecomments.php?article_id=9

Thursday, May 12, 2005

اضافي بودن دو آيه آخر سوره توبه


اضافي بودن دو آيه آخر سوره توبه

موضوع اضافه بودن دو آيه آخر سوره توبه نه تنها از طريق معجزات رياضي ثابت ميشود بلكه از نظر تاريخي هم به اثبات ميرسد.

براي مشاهده معجزه رياضي در اين مورد مقاله زير را دانلود كنيد:

http://www.sharemation.com/godisone/128129.zip?uniq=-brsele

19 سال بعد از مرگ آخرين پيامبر خدا محمد كميته اي از جمع آورندگان قرآن تشكيل شد تا كه قرآن را مدون كنند و به ساير مناطق اسلامي بفرستند. هر قسمت از قرآن كه نوشته ميشد بوسيله چندين كاتب وحي تاييد ميشد تا به اواخر قرآن رسيدند سوره توبه يك سوره مانده به آخر بود كه بر محمد رسول خدا نازل شد . نوبت به نوشتن دو آيه آخر سوره توبه شد كه فقط پيش يك نفر بود و آن خزيمه انصاري بود اين دو آيه پيش كسي ديگر از كاتبان يافت نشد. اين دو آيه به احترام محمد رسول خدا اضافه شده بود. اكثريت نويسندگان موافقت كردند به جز علي كه شديدا مخالف اين مورد بود. علي مخالف اضافه شدن به كتاب خدا بود. در اينجا حديث مربوطه در صحيح بخاري اسكن شده است.


http://www.sharemation.com/godisone/h1.gif?uniq=-brsele

علي در خانه اش نشسته بود به او گفتند چرا بيرون نميايي؟ گفت دارد در كتاب خدا چيزي اضافه ميشود تا آن را اصلاح نكنم لباس بيرون نميپوشم.
اين اضافه كردن به قرآن چندين حادثه را به دنبال داشت.

1- جنگ علي با منحرفين قرآن (معاويه و طرفدارانش).در اين جنگها منحرفين قرآنها را بر نيزه ها ميكردند .

2- جنگ معروف كربلا كه حسين بن علي و يارانش در اين راه شهيد شدند. تا بالاخره بعد از مدتها جنگ فضا مقداري آرام شد و مروان بن الحكم به خاطر ترس از جنگ دوباره و دفاع از معاويه دو آيه اضافه شده را تاييد كرد و نسخه هاي فاقد اين دو آيه را به نابودي كشاند.و به اين طريق پيروزي ظاهري با منحرفين بود.


در تاييد اين مورد به يكي از قرانهاي قديمي نگاه كنيد ميبينيد كه همه سوره توبه را مدني دانسته به جز دو آيه آخر كه گفته است مكي است. و اين در حالي است كه كسي (خزيمه انصاري) كه اين دو آيه را نقل كرده بود در آن موقع هنوز مسلمان نشده بود!


http://www.sharemation.com/godisone/sura9.gif?uniq=-brsele
(سر برگ يكي از قرآنهاي قديمي)


علاوه بر آن يكي از قديمي ترين قرآنها در كويت نشان دهنده اين مورد است. جالب است كه اتفاقا صفحه آخر سوره توبه (كه شامل ايات 128و129 است) پاره شده است و اين نشان ميدهد كه آن موقع سر اين دو آيه هميشه احتلاف بوده است و جهت جلوگيري از اختلاف آن صفحه را پاره كرده اند. به طوريكه با توجه به حجم و اندازه صفحه دقيقا متوجه ميشويد كه اين قرآن شامل آن دو آيه نبوده است.

با توجه به اينكه رءوف رحيم در قرآن صفت اختصاصي خداست و براي مخلوق به كار نميرود.اما در آيه 128 سوره توبه صفت رءوف رحيم براي پيامبر به كار برده شده است كه با تعليمات قرآني مخالف است. در اينجا ليست آيه هاي ديگري كه رءوف رحيم در آن به كار برده شده است را ذكر ميكنيم تا كه مشخص شود واقعا آن دو آيه جزو قرآن نيست.

تمام "رئوف رحيم" هاي ديگري كه در قرآن ذكر شده است را ليست ميكنيم.ميبينيم كه همه صفت خدايند نه مخلوق!

[2:143] وكذلك جعلنكم امة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا وما جعلنا القبلة التي كنت عليها الا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه وان كانت لكبيرة الا على الذين هدى الله وما كان الله ليضيع ايمنكم ان الله بالناس لرءوف رحيم

[9:117] لقد تاب الله على النبي والمهجرين والانصار الذين اتبعوه في ساعة العسرة من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم ثم تاب عليهم انه بهم رءوف رحيم

[16:7] وتحمل اثقالكم الى بلد لم تكونوا بلغيه الا بشق الانفس ان ربكم لرءوف رحيم

[16:47] او ياخذهم على تخوف فان ربكم لرءوف رحيم

[22:65] الم تر ان الله سخر لكم ما في الارض والفلك تجري في البحر بامره ويمسك السماء ان تقع على الارض الا باذنه ان الله بالناس لرءوف رحيم

[24:20] ولولا فضل الله عليكم ورحمته وان الله رءوف رحيم

[57:9] هو الذي ينزل على عبده ءايت بينت ليخرجكم من الظلمت الى النور وان الله بكم لرءوف رحيم


دعايي كه همه ما آن را در دلمان داريم دعاي زير است كه بايد فقط و فقط خداي مهربان را رءوف رحيم بدانيم.

[59:10] والذين جاءو من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولاخوننا الذين سبقونا بالايمن ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين ءامنوا ربنا انك رءوف رحيم

Tuesday, May 03, 2005

دين چيست؟


چيزي كه اين روزها در گفتمانهاي مختلف مورد بحث است مورد دين است. در تلويزيون و راديو و اينترنت در مورد دين بحث ميشود اما هيچكدام به محور و جوهره دين پي نبرده اند.هر فرقه اي خود را فرقه راستين مشخص ميكند. ديني كه در رسانه هاي عمومي تبليغ ميشود چيزي جز چند جلد كتاب حديث نيست. اسلامي كه مورد بحث قرار ميدهند يك دين كيلويي است كه در انبارهاي حديث يافت ميشود. چيزي كه در اين تعاريف دين فراموش شده است هدف از دين است. در زير مقاله اي تحت عنوان خيال خام نوشته شده است كه مفهوم دين تسليم به خدا و فرق آن با فرقه هاي فعلي را مشخص ميكند.

http://www.sharemation.com/godisone/dream.htm?uniq=-brsele


Saturday, April 30, 2005

مدعيان اسلام

چند روز پيش اسم كاربري من را از گفتمان سايت www.rahpouyan.com پاك كردند.

همچنين چندي پيش مقاله اي تحت عنوان خيال خام در گفتمان سايت
http://www.forum.takyakhanah.com نوشتم هنوز از سايت بيرون نيامده بودم كه آن را حذف كردند و ممنوع الورود شدم.

كساني كه ادعاي اسلام دارند نميتوانند حرفهاي ديگران را بشنوند زيرا كه دنبال حقيقت نيستند بلكه دنبال اثبات حقانيت فرقه خود هستند. فرقه گرائي در خون آنان سرايت كرده است و نميتوانند تركش كنند. مقدسين خود را همتاي پروردگار يكتا قرار داده اند. اي كاش مي توانستند خود را هنگام روبرو شدن با عذاب ببينند، آنگاه متوجه مي شدند كه تمام قدرتها فقط متعلق به خداست و عذاب خدا هيبتانگيز است.آنگاه متوجه ميشدند كه محبتي كه آنان در قبال مقدسين خود بروز ميدهند نوعي رويگرداني از خداي متعال يكتاست.


[2:165] ومن الناس من يتخذ من دون الله اندادا يحبونهم كحب الله والذين ءامنوا اشد حبا لله ولو يرى الذين ظلموا اذ يرون العذاب ان القوة لله جميعا وان الله شديد العذاب
[2:165] با اين حال، برخي از مردم معبوداني را همتاي خدا قرار مي دهند و به آنها چنان عشق مي ورزند كه گويي خدا هستند. كساني كه ايمان دارند بيش از هر كس، به خدا عشق مي ورزند. اگر فقط ستمكاران مي توانستند خود را هنگام روبرو شدن با عذاب ببينند، آنگاه متوجه مي شدند كه تمام قدرتها فقط متعلق به خداست و عذاب خدا هيبتانگيز است.

[8:8] ليحق الحق ويبطل البطل ولو كره المجرمون
[8:8] زيرا او مقرر كرده است که حقيقت پيروز شود و باطل از ميان برود، برخلاف خواسته مجرمان.

Friday, April 29, 2005

قرآن و عربها



زماني در يكي از گفتمانها در مورد اينكه آيا قرآن مخصوص عربهاست يا همه جهان بحث شد. بعضي معتقد بودند كه قرآن مخصوص عربهاست . مثلا چرا در قرآن از شتر و خيمه اسم برده ميشود اما از كرگدن اسمي نيست و اينكه وصف بهشت مخصوص سليقه عربهاست نه همه مردم دنيا. چرا اسم ميوه موز نيامده است؟ و ... در اينجا تا حدي موضوع را ميشكافيم.

اينكه قرآن به زبان عربي نازل شده است حرفي نيست و اينكه كلمات ظاهري قرآن مربوط به فرهنگ آن دوره است باز هم قبول است. مثلا ممكن است كسي بگويد چرا خرما در قرآن زياد ذكر شده است اما آناناس اصلا نيامده است. چرا به حيوان شتر اشاره شده است اما به كرگدن اشاره نشده است و اينكه چرا وصف بهشت و حوري به فرهنگ عربي ميخورد؟ پس در كل ميتوان گفت كه قرآن پيامي است به عربها نه ملتهاي ديگر!

در اينجا به چندين نكته بايد توجه كنيم:


1- بايد عرض كنم در جايي كه خرما و شتر (به طور مثال) ذكر شده است منظور خدا ذكر ميوه نبوده است بلكه حتما خواسته است كه نعمتهاي خود را به مردم بازگو كند . در وصف بهشت خدا خودش ميفرمايد كه اينها مثال است كه براي شما ميزنم و بيشتر تشبيه است .

2- قرآن پيامي است براي تمام جهانيان . اما برداشت عربها از قرآن پيامي براي جهانيان نيست! اين نكته خيلي مهم است كه به آن توجه كنيم. اما متاسفانه خيلي از مسلمانان فعلي برداشت و رسم ورسومات اعراب (كتابهاي حديث و سنت) را هم جزو اسلام قرار داده اند و همين است كه اين شبه را پيش آورده است.من بازهم مطلب را به طريقي ديگر تكرار ميكنم.

فرض كنيم يك مسابقه فوتبال در استاديومي در برزيل برگزار ميشود از طريق راديو و تلويزيون و ماهواره هم در ايران پخش ميشود. شما ممكن است به خود باشگاه در برزيل برويد و آن جا از نزديك و زنده بازي را نگاه كنيد اما اين كار براي يكبار ممكن است زيرا زنده است. اما اگر از طريق راديو بازي را بشنويد و آن بازي را براي خود تصور كنيد در اين حالت هم موفق به ديدن بازي شده ايد. اگر شما بازي را از طريق راديو گوش نكنيد و بلكه از طريق ماهواره ببينيد اينبار تصور شما از بازي فرق ميكند در هر حالت هدف مشاهده بازي بود كه شما نائل به آن ميشويد.مطمئنا شما در حين نگاه از طريق ماهواره مقداري فعل و انفعالات در ذهن خود انجام ميدهيد تا بازي را بفهميد اما اگر شما در خود باشگاه باشيد به فعل وانفعالات كمتري احتياج داريد.براي ديدن بازي لزومي ندارد كه آن بازي دقيقا با همان حالت يك بار ديگر در تهران انجام شود! در اين حالت هروقت بخواهيد ميتوانيد بازي را دوباره نگاه كنيد.خيلي از موارد در دنيا با ارتباط منتقل ميشود لزومي ندارد كه دوباره ساخته شود. پيش خداي مهربان عرب و عجم فرق نميكند. بازي در عربستان انجام شده است به طور زنده اما ما و نسلهاي آينده هم ميتوانند آن را ببينند.


3- اسب پيش كشي دندانش را نميشمارند. كتابهاي آسماني هديه اي هستند از طرف خداي مهربان به جامعه بشريت. ما نبايد گله كنيم كه چرا به زبان عربي و يا عبري است و به زبان ديگري نيست. خدا پيامش را بيان ميكند آيا شما پيام قرآن را درك ميكنيد؟ شما خود كه ميدانيد هدف از قرآن هدايت است.


[2:38] قلنا اهبطوا منها جميعا فاما ياتينكم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون
[2:38] گفتيم: "همگي، از آنجا پايين برويد. هرگاه هدايتي از جانب من براي شما آيد، آنان که از هدايت من پيروي کنند، هيچ ترس و اندوهي نخواهند داشت.


4- براي فهميدن قرآن لزومي ندارد كه فرهنگ عربي داشته باشيم اما هر زباني نكات فرهنگي قوم صاحب زبان را هم داراست پس در كل زباني يافت نميشود كه فرهنگي جهاني داشته باشد. در هر حالت قرآن بايد با زباني نازل ميشد و چاره اي جز اين نيست. ولي من ايراني براي فهميدن قرآن لزومي ندارد عرب شوم (به خود استاديوم بروم) . بازي در عربستان انجام شده است و همه ميتوانند اين بازي را ببينند تحليل كنند و .....

5- كلمه به كلمه قرآن از طرف خداست و روي حرفها ميتوان حساب كرد. به طور مثال عرب آن دوره هيچوقت منظور آيه زير را نميدانست و هيچوقت نميتوانست نتيجه گيرد كه زمين تخم مرغي شكل است اما حالا كه من وشما اين را ميبينيم ايمان مياوريم كه واقعا خالق متعال قرآن از طرف اوست. زيرا كه چنين دقيق كلمات را ادا كردن فقط براي عربها نيست بلكه خدا به اين طريق آياتش را به مردم نشان ميدهد.

[79:30] والارض بعد ذلك دحها
[79:30] او زمين را تخم مرغي شكل ساخت.*

مثلا معجزه 19 در قرآن چيزي است كه تعجب همگان را بر مي انگيزد و اين ربطي به فرهنگ عربي ندارد.و چنين چيزي از قدرت تمام اعراب و غير اعراب خارج است.

از آيات فرمول فيزيك و شيمي و رياضي و زيست شناسي نميتوان استخراج كرد . من هيچوقت چنين كاري نكرده ام و نمي كنم . اما در قرآن مطالب بطوري دقيق بيان شده است كه از عهده كسي به جز خالق برنميايد. دقيق مطالب را بيان كردن ربطي به كشفيات ندارد. وقتي من ميبينم يكي از آيات خدا كه در 1400 سال پيش نازل شده است بر طبق جامعه كنوني هم هست اين به من قوت قلب ميدهد كه كتاب از طرف خداست. مخاطبان بايد متوجه شوند كه اين گفته از طرف خداست اگر موسي معجزه مارها را انجام نميداد آيا جادوگران ايمان مياوردند. اگر محمد متن قرآن را به عربي به اعراب نشان نميداد آيا اعراب ايمان مياوردند.بايد آيه اي نشانه اي از طرف خدا باشد تا كه ما تسليم آن شويم.

6- ممكن است كسي بگويد مثلا عربها معتقد بودند ستارها بر اسمان كوبيده شده تا آسمان زيبا شود ...در قران هست و لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح " و اين برخلاف علم است.پس قرآن براي عربها نازل شده است؟!
در جواب بايد گفت كه شما اگر مطلبي را براي جمعي بيان كنيد كه در آن جمع هم كودكان هستند و هم بزرگترها هستند مطلب را جوري بيان ميكنيد كه هم كودكان بفهمند و هم بزرگترها . قرآن هم مطلب را جوري بيان نموده است كه هم اعراب (كودكان) بفهمند و هم نسلهاي آينده. همين آيه اي كه ذكر شد ممكن است اعراب آنزمان چنين برداشتي از آن كرده باشند اما در حال حاضر حتي خود اعراب چنين برداشتي از آن آيه ندارند.يكي از خصوصيات پيام قرآن جهاني بودن آن است.مسيحي ها كتاب تورات را دارند و بيش از 38 درصد دنيا مسيحيند با توجه به اينكه تورات در محيطي عبري نوشته شده است اما سوالي كه پيش ميايد اين است كه فرد ژاپني چطور با تورات كنار آمده است. آيا غير از اين است كه هدف از اديان ايمان به خداي يكتاست و هدف قرآن هم همين است.

آن دو آيه هم ترجمه اش اين است :


[37:6] انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب
[37:6] ما پايين ترين آسمان را با سياراتي زيبا آراسته ايم.*

[67:5] ولقد زينا السماء الدنيا بمصبيح وجعلنها رجوما للشيطين واعتدنا لهم عذاب السعير
[67:5] ما پايين ترين جهان را با چراغ هايي تزيين كرديم و مرزهاي آن را در مقابل شياطين با سلاح هاي پرتابي محافظت نموديم؛ ما عذاب دوزخ را براي آنها آماده كرده ايم.

7- ممكن است كسي بگويد كه "وقتي يك كشف جديد ميشود فورا در قران بدنبالش ميگرديم تا يك آيه را به آن بچسبانيم...."

اينكار فقط مخصوص فرقه گراهاست. همه طبيعت همه جهان همه كشفيات نشانه اي از نشانه هاي خدايند مهم اين است كه ما از طريق اين نشانه ها به خداي مهربان توانا ايمان بياوريم. و اين كه بعضي از كشفيات علوم در قرآن تاييد ميشود (نه كشف) مشكلي نيست.شما در آن آيه كه خدا ميگويد زمين تخم مرغي شكل است كشفي انجام نداده ايد فقط قلبا مطمئن ميشود كه پيام از طرف خداي تواناست زيرا كه كتابهاي نوشته بشر اين چنين نميتواند دقيق باشد.

8- ممكن است كسي بگويد " مطابق رسم اعراب روزه بگيريد مستحب است موقع نماز لباس سفيد بلند بپوشيد درست مثل اعراب ...مستحب است مانند اعراب روبوسي كنيد"

در جواب بايد گفت كه اينها رسم و رسومات اعراب است كه وارد فرهنگ ما شده است و به اسلام ربطي ندارد مسلمانان ميخواهند عرب شوند به اسلام چه ربطي دارد. متاسفانه خيلي از مسلمانان كتابهاي حديث و سنت را در كنار قرآن قرار داده اند و به اين طريق عرب شده اند. خيلي چيزهاي ديگر هم هست كه در رسم و رسومات اعراب نيست و ما انجام ميدهيم. مثلا عقيده پل صراط – و... كه مسلمانان آن را جزو عقايد خود قرار داده اند. خيلي از رسم و رسومات اسلامي اصالتا ايراني هستند و اعراب هم خيلي از رسم ورسومات را از ايرانيان گرفته اند . اينان مربوط به قرآن نيست بلكه اين يك نوع تبادل فرهنگي است (غلط يا درست مورد بحث ما نيست) . خود هم ميدانيد كه اينها پيام قرآن نيست و ساخته دست خودمان است.بيشتر اين رسم و رسومات از كتابهاي حديث منتقل شده است. همانطور كه گفتم مسلمانان فعلي عرب شده اند مربوط به خودشان است و قرآن هيچوقت نميگويد كه شما عرب شويد. اين رسم و رسومات مربوط به اعراب است و پذيرفتن آن توسط ايرانيان پيشينه تاريخي دارد و قرآن هيچوقت نميگويد كه عرب شويد بلكه در عوض اعراب را افرادي لجوج با قرآن معرفي ميكند.

Sunday, April 24, 2005

جواب مقاله "رشاد خليفه رسولي نو يا حيله گري بزرگ"



چندي پيش در يكي از گفتمانها (www.sonnat.org) بحثي راجع به چگونگي سلام بر پيامبر مطرح شد در آنجا بحث به تفاوت رسالت و نبوت كشيده شد در آنجا يكي از افراد مقاله اي برضد معجزه 19 و رشاد خليفه نوشت. بايد توجه شود كساني كه به فرقه هاي خود چسبيده اند سعي در كشاندن افراد به سمت فرقه خود ميكنند. اگر تمام محاسن دنيا را هم داشته باشي تا اعلام نكني كه تابع فرقه اهل سنت و جماعت و يا از هواداران اهل بيت هستي دست بردارت نيستند. هنوز نميدانند كه نشانه يك مسلمان واقعي دست كشيدن از فرقه گرائي به تمام معنا است.

[3:67] ما كان ابرهيم يهوديا ولا نصرانيا ولكن كان حنيفا مسلما وما كان من المشركين
[3:67] ابراهيم نه يهودي بود و نه مسيحي (نه شيعه و نه سني) ؛ او يكتاپرستي تسليم شده بود. او هرگز مشرک نبود.

آنها هنوز تسليم خداي مهربان نيستند زيرا در ته دلشان دوست دارند كه حق با اهل بيت و يا ( اهل سنت ) باشد.به همين خاطر مقالاتشان در مورد اسلام از ته دل نيست و آميخته با فرقه گرائي است. چيزي كه از ته دل برنيايد بر دل ننشيند.نشانه مسلمان واقعي تسليم به خداست از همه جهات. آنان هنوز نميتوانند نشانه هاي خدا در قرآن را ببينند. يكي از نشانه هاي مسلمان واقعي اين است كه بدون هيچگونه شكايتي (فارغ از تعصبات فرقه اي ) آيات خدا را قبول ميكنند.

كساني كه از ته دل به طرف خدا دعوت نكنند هيچوقت نميتوانند تاثير گذار باشند. زيرا كه دين خوراك نيست كه به مريض خورانده شود. لازمه تبليغ دين تسليم بودن مدعيان دين است (تسليم بودن به آيات قرآن ). آدمي بايد خالص براي خدا باشد . تسليم واقعي اين است . تسليم به تنها خداي مهربان توانا.
بعضي از آنان سعي ميكنند كه 19 را قبول نكنند زيرا كه 19 بعضي از اعتقادات فرقه ايشان را زير سوال ميبرد. اين نشان از اين است كه آنان هنوز تسليم خداي مهربان قادر توانا نيستند.آنان ظاهرا اعلام ميدارند كه مسلمانند اما در واقع آنان هنوز تسليم نيستند زيرا آنچه را كه محدوده فرقه ايشان را به خطر اندازد قبول نميكنند.آنان مي گويند چون صحابه قرآن را جمع كرده اند و اصحابي كه قرآن را جمع كردند جزو بيعت رضوان هستند پس دو آيه آخر سوره توبه نميتواند اضافه شده باشد و در نتيجه معجزه 19 رد است. آنان مقامي را براي صحابه قائل هستند كه خود محمد رسول خدا هم چنين ادعايي نداشت.


[74:29] براي همه مردم آشکار مي شود.
[74:30] که سرتاسر آن نوزده است.

[74:31] ما فرشتگان را نگهبانان دوزخ قرار داديم، و عدد آنها (19) را تعيين كرديم تا (1) كافران را مضطرب كند، (2) مسيحيان و يهوديان را متقاعد سازد (كه اين كتابي است الهي)، (3) ايمان معتقدان را محكم نمايد، (4) هرگونه شكي را از دل مسيحيان و يهوديان و نيز مؤمنان بردارد و (5) كساني كه در قلبشان شك و ترديد راه مي دهند و نيز كافران را برملا سازد؛ آنها خواهند گفت: "منظور خدا از اين مثال چه بود؟" خدا بدين ترتيب هر كه را بخواهد، گمراه مي كند و هر كه را بخواهد، هدايت مي نمايد. هيچ كس جز او سربازان پروردگارت را نمي داند. اين تذكري است براي مردم.

[74:32] من قاطعانه به ماه (سوگند مي خورم).
[74:33] و به شبي كه مي گذرد.
[74:34] و به صبحي كه مي درخشد.
[74:35] اين يكي از معجزات عظيم است.*
[74:36] هشداري است به نسل بشر.
[74:37] براي كساني از شما که مي خواهند پيش روند و يا به عقب بازگردند.
[74:38] هر نفسي به دام گناهان خود گرفتار است.


نويسنده مقاله مذكور ("رشاد خليفه رسولي نو يا حيله گري بزرگ") از همان آغاز معجزه 19 را شيطاني معرفي كرده و آن را مسخره به حساب مياورد. او اعلام ميدارد كه معجزه 19 دروغي ساختگي است براي بزرگداشت قرآن. غافل از اينكه تلاش او براي رد 19 دروغي ساختگي است براي دفاع از فرقه مذهبيش. زيرا كه 19 (يكي از آيات خداي بزرگ) حيطه فرقه ايش را به خطر انداخته و اورا به به سوي اسلام حنيف (يكتاپرست تسليم شده) دعوت ميكند.نويسنده مقاله مذكور براي رد موضوع مجبور به تحريف قرآن شده است به طوريكه الرحمن را به صورت الرحمان مينويسد.همه قرآنها در طول تاريخ الرحمن را بدون الف مينويسند. اما نويسنده مذكور براي اينكه بگويد بسم الله الرحمن الرحيم 19 حرف نيست مجبور به اين كار شده است.كار او مرا به ياد تلاش 38 (19*2) نفر از علماي عربستان انداخت كه طي يك جلسه چند ساعته در طي تلاش مفتضحانه اي اعلام كردند كه بسم الله الرحمن الرحيم نوزده حرف نيست اما ممكن است 18 حرف و يا 20 و يا 21 و يا 22 باشد. (فقط نوزده نيست!!!)
آنان حتي از شمارش تعداد حروف اولين جمله قرآن ناتوانند چطوري ميتوان انتظار داشت كه معجزه 19 را درك كنند.

نويسنده مذكور از همان ابتدا اعلام داشته است كه شماره سوره هاي قرآني كه امروزه در دست داريم توافقي است و براساس وحي نيست بلكه از سوره هاي بزرگ به كوچك مرتب شده اند! همانطور كه ميبينيد سنت گرايان قرآن را جز انبوهي از نوشته ها نميپندارند رشاد خليفه را به تحريف قرآن متهم ميكنند اما خود زيرآبي قرآن را تحريف ميكنند.

در جايي ديگر ميگويد : شماره آيات نيز براساس نظم آهنگين آنها عددگذاري شده اند از اينروي در نسخ قديمي قرآن شماره آيه اي وجود نداشت.

به اين طريق نويسنده مذكور معتقد است كه هرسوره در كل يك آيه بوده است. غافل از اينكه ترتيب آيات و سوره ها هم به ترتيب و امر خداي بزرگ بوده است و اين كه ترتيب ايات و سوره ها به ترتيب نزول نيست حمكتي در آن نهفته است. ممكن است در اوايل آيات قرآن شماره گذاري نشده باشد اما مطمئنا آيات و سوره هاي قرآن جدا كننده اي داشته اند.

به طور مثال بسم الله الرحمن الرحيم در سوره حمد جزو آيات شماره گذاري شده است اما در سوره هاي ديگر جزو آيات شماره گذاري شده نيست.

در اين جا دو مقاله در مورد معجزه 19 را ميتوانيد از آدرسهاي زير دانلود كنيد:

1- معجزه قرآن

http://www.sharemation.com/godisone/19.zip?uniq=-leept2

2- دو آيه به قرآن اضافه شده بود

http://www.sharemation.com/godisone/128129.zip?uniq=-leepnb

Thursday, April 21, 2005

علي و حسين

چند روز پيش در گفتمان سايت www.rahpouyan.com مقاله اي تحت عنوان "خيال خام" گذاشته بودم كه آن را حذف كردند. زيرا كه به مذاق مدير گفتمان خوش نيامده بود. پيروان حديث قرآن را بكلي ترك كرده اند. جالب است كه خود را از پيروان علي به شمار مياورند اما از اخلاق علي هيچ بويي نبرده اند. علي و حسين كساني بودند كه در مقابل اضافه شدن دو آيه به آخر سوره توبه ايستادند بطوريكه در اين راه شهيد شدند.تمام جنگهاي نهروان و كربلا و صفين و ... به خاطر اضافه شدن دو آيه به آخر سوره توبه بود. علي مخالف تغيير كلام خدا بود به همين خاطر در مقابل تحريف كنندگان ايستاد تا كه در اين راه شهيد شد.براي اطلاع از موضوع مقاله زير را دانلود كنيد:

http://www.sharemation.com/godisone/128129.zip?uniq=-brsele

اما حالا كساني ادعاي پيروي از آندو را دارند كه كاملا علي و حسين را بت خود قرار داده اند. تنها گناهي كه بخشودني نيست شرك است . مطمئنا خدا در اين مورد در قيامت آنان را بازخواست خواهد كرد.

کساني که بت شده اند شيفتگان خود را طرد مي کنند

[10:28] ويوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين اشركوا مكانكم انتم وشركاؤكم فزيلنا بينهم وقال شركاؤهم ما كنتم ايانا تعبدون
[10:28] روزي که همه آنان را احضار کنيم، به کساني که شرک ورزيدند، خواهيم گفت: "ما شما را همراه با کساني که بت کرده بوديد، احضار کرده ايم." و آنان را با يکديگر روبرو خواهيم کرد، و کساني که بت شده بودند به آنها خواهند گفت: "ما هيچ خبر نداشتيم که شما ما را معبود خود قرار داديد.

[10:29] فكفى بالله شهيدا بيننا وبينكم ان كنا عن عبادتكم لغفلين
[10:29] خدا به عنوان شاهد ميان ما و شما كافي است، كه ما از پرستش شما در مورد خود به كلي بي خبر بوديم.

[10:30] هنالك تبلوا كل نفس ما اسلفت وردوا الى الله مولهم الحق وضل عنهم ما كانوا يفترون
[10:30] آن زماني است كه هر نفسي آنچه را كه كرده بود، بررسي خواهد كرد. آنها به سوي خدا، مولا و سرور حقيقي خود بازگردانده خواهند شد و معبوداني را كه از خود ساخته بودند، آنها را طرد خواهند كرد.

Sunday, March 13, 2005

ماه رمضان چه وقت شروع ميشود

ماه رمضان چه وقت شروع ميشود:

مسلمانان در پيدا كردن روز اول ماه رمضان هميشه دچار مشكل شده اند و اين مشكل به خاطر تمسك آنان به كتابهاي حديثشان بوجود آمده است. آنان كتابهاي حديثشان را بر قرآن ترجيح ميدهند.حالا ببينيد دوري از قرآن چه بلاهايي بر سر آنان آورده است كه حتي نميدانند ماه رمضان كي شروع ميشود.بياييد كتابهاي حديث را با قرآن در اين مورد مقايسه كنيم.

[2:185] شهر رمضان الذي انزل فيه القرءان هدى للناس وبينت من الهدى والفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه ومن كان مريضا او على سفر فعدة من ايام اخر يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر ولتكملوا العدة ولتكبروا الله على ما هدكم ولعلكم تشكرون

[2:185] رمضان ماهي است كه در آن قرآن نازل شد، كه براي مردم هدايت، تعاليم روشن و كتاب قانون فراهم مي كند. از ميان شما كساني كه شاهد اين ماه هستند، بايد در اين ماه روزه بگيرند. آنان كه بيمار يا در حال سفر هستند به جاي آن مي توانند روزهاي ديگري به تعداد همان روزها روزه بگيرند. خدا براي شما راحتي مي خواهد نه سختى، باشد كه شما وظايف خود را انجام دهيد و خدا را تجليل كنيد كه شما را هدايت كرد و قدرداني خود را ابراز نماييد.

همانطور كه در آيه بالايي ميبينيد خدا ميفرمايد : فمن شهد منكم الشهر
خداي بزرگ نميفرمايد : فمن شهد منكم القمر

زيرا كه قمر خود كره ماه است اما شهر ماه منطقي است كه از طريق علمي محسابه ميشود. اما مسلمانان بعد از 1400 سال هنوز دنبال قمر هستند. و در اين مورد قوانين عجيبي ساخته اند. اين در حالي است كه تقويم 100 سال آينده قمرهاي مريخ هم تعيين شده است چه برسد به زمين.
چيزي كه اين بلا را سر آنان آورده است اين است كه آنان به كتابهاي حديثشان چسبيده اند و قرآن را ترك كرده اند.آنان كمتر قرآن را قبول دارند. بلكه بيشتر دنبال مراجع تقليد و فقهاي خود هستند.آنان فقها و مراجع تقليد را بر قرآن ترجيح ميدهند و در اين مورد دچار شرك شده اند.اگر هم به آنان بگوييد كه خودت چرا فكرت را به كار نمي اندازي و چرا تقليد ميكني فورا در جواب ميگويند : يعني تو از فلان مرجع و فلان عالم بهتر از اسلام خبر داري. به اين طريق خدا بر ضلالت آن مي افزايد و آنان را هرچه بيشتر گمراه ميكند.

به طور مثال به سايت زير كه قوانين عجيبي در اين مورد ساخته است مراجعه شود:

http://www.islam411.com/ramathan/ramathan_qa2.html

Friday, March 11, 2005

فرقه هاي مذهبي

فرقه هاي مذهبي:

فرقه هاي مذهبي هركدام كتاب حديث خودرا دارند. و به آن چه كه نزدشان است خوشنودند. اين دقيقا همان چيزي است كه در آيات زير بيان شده است .

[6:159] كساني كه خود را به فرقههاي مختلف تقسيم مي كنند، با تو نيستند. قضاوت آنها با خداست، سپس او آنها را از آنچه كرده بودند، مطلع خواهد كرد.
[30:32] (به بت پرستي آلوده نشويد،) مانند كساني كه دين خود را به فرقههاي مختلف تقسيم مي كنند؛ هر گروهي به آنچه دارد، خوشنود است.


چرا محور مذهب خود را شخصيتهاي مذهبي كرده اند. علي و عمر را ميزان و معيار درست بودن آيه هاي قرآن ميدانند. اگر آيه اي با سرگذشت علي و عمر موافق بود فبها . اگر هم موافق نبود آيه براساس آن تفسير ميشود (زيرا كه علي و عمر مبري از هرگونه گناهي هستند!) در هر حالت ميزان و معيار علي و عمر هستند. اينان تاوقتي قرآن را قبول دارند كه شخصيهاي مذهبيشان زير سوال نرود . تمام مذهبشان شده است جرو بحث مربوط به علي و عمر.به طور مثال به تاپيك زير كه يكي از آنان تفسير آيه 25:30 را ارائه نموده است مراجعه كنيد:

http://www.persiantalk.com/viewposts.asp?post_id=33240&group_id=16&action=post

مراسم ختم صحيح بخاري

آيا كتاب ديگري غير از قرآن داري؟

[68:37] ام لكم كتب فيه تدرسون
[68:37] آيا كتاب ديگري داريد تا از آن پيروي كنيد؟

اما مسلمانان امروزي در جواب ميگويند كه : ما صحيح بخاري و اصول كافي و نهج البلاغه داريم.

در حال حاضر مسلمانان تابع كتابهاي حديثشان هستند و قرآن را كنار گذاشته اند. خدا براي چه كتاب ميفرستد براي اين كه از دست رهبان و ملاها و كتابهاي حديث خلاص شويم. در حالي كه خدا گفته است كه به ريسمان الهي چنگ زنيد و متفرق نشويد . اما مسلمانان هر كدام كتابهاي حديث خود را دارند . آيا كتابهاي حديث ريسمان الهي است يا قرآن ؟ آيا با بودن احاديث متناقض ميتوان وحدت ايجاد كرد ؟خدا كتاب نازل ميكند كه حرف همه يكي باشد.


سالهاست كه مراسم ختم نهج البلاغه و صحيح بخاري رسم است. به طور نمونه به لينك زير مراجعه شود.

http://www.farogh.com/maghalat2.htm